العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

27

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

تا معنى اول را دهد يا برفع تا دوم را و گر نه با علم برفع كرسى اين پرسش خصوص از مانند زراره خوش نيست و از شيخ بهائى - ره - روايت شده كه از پدرم در اين باره پرسيدم گفت بناى پرسش بر اينست كه « وسع » مصدر مضاف قرائت شود و اين سؤال جا دارد و من همه كتب تجويد را بررسى كردم و به اين قرائت بر نخوردم جز اينكه اين روزها بكتابى برخوردم در اين علم به خط كوفى ، و اين قرائت را داشت و به خط مصنّف بود و « العرش » عطف است به « الأرض » يا مبتداء است و مقصود از كرسى علم است كه همه چيز در آنست و مقصود از عرش هم كه همه چيز در آنست علم است . . . 40 - در توحيد ( 239 ) بسندش از زراره كه همين سؤال و جواب را دارد تا آنجا كه « عرش و هر چيزى در كرسى » است . و از همان بسندش از زراره مانند آن را آورده و عياشى هم از زراره مانند آن را دارد . 41 - در تفسير على بن ابراهيم ( 385 ) بسندش از امام پنجم عليه السّلام كه مردى نزد پدرم آمد و به او گفت : ابن عباس پندارد كه ميداند هر آيه قرآن در چه روزى نازل شده و در باره چه كسى نازل شده ، پدرم فرمود : از او بپرس در باره كى نازل شده « و هر كه در اينجا كور است او در سراى ديگر كور است و در راه خود گمراه‌تر » ( 27 - الاسراء ) و در باره كه نازل شده « سودتان ندهد اندرزم اگر خواهم شما را اندرز دهم اگر خدا خواهد شما را از راه بدر برد ، 34 - هود » ؟ و در باره كه نازل شده « أيا آنان كه گرويديد شكيبا باشيد و شكيبائى باهم كنيد و مرزدارى كنيد ، 200 - آل عمران » ؟ آن مرد آمد و از او پرسيد و ابن عباس گفت : دلم ميخواست آن كه اين فرمان را به تو دادم با من روبرو ميشد و از او ميپرسيدم كه عرش را خدا از چه آفريده و چه اندازه است و چه طوريست ؟ آن مرد نزد پدرم برگشت و پدرم به او گفت : پاسخ آن آيا ترا به تو داد ؟ گفت : نه پدرم فرمود : ولى من تو را از روى دانش و روشنى پاسخ دهم نه از روى ادعا و به خود بستن .