العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
21
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
عرش به معنى علم است ، و حاملان عرش همان انبياء ، و اوصيايند و گرد عرش آنان كه از آنها دانش فراگيرند و به كار بندند و بگرد آن بگردند و از انوارش برگيرند « چنانچه فرموده » يعنى استواء خدا بر عرش به نحويست كه خودش فرموده و مقصود از آن وابستگى همه است به دو يا استيلاء او بر همه چنانچه گذشت نه بدان معنا كه مشبّهه پندارند . . . « تنها بىوابستگى به چيزى » يعنى به قرينه كه معنى مناسب دهد چنانچه گفته شود « عرشش محمول است » يا دوزخش اسفل است و گر نه تعبير آن درست نيست چون نامهاى خدا وابسته به اجازه خود اوست و معنا باطل است چون به نقص و عجز خدا دلالت دارد و او مبرا هست از آن « و او در وصف كردن تو » حاصل اين است كه چون آن مرد از حديث فهميده حاملان عرش در حال خشم خدا به سجده افتند امام او را تخطئه كرده به اينكه لازم آيد هميشه از زمان خشم خدا بر شيطان تاكنون در سجده باشند و به جاى خود واقف نباشند و آنچه او از حديث فهميده درست نيست بلكه معنى حديث بر فرض صحتش اين است كه غضب خدا نزول عذاب است و فرشتهها از سنگينى عرش آن را دريابند و مقصود از سجود فرشتهها خضوع و خشوعشان است در برابر خداى سبحان از ترس و هراس عذابش ، و چون عذابش به پايان رسد و مقدمات رحمتش عيان گردد آرام شوند و رحمت خواهند و دلشان بر جاى شود و چون او را ملزم نمود دليل به تنزيه خدا آورد از آنچه او فهميده است از حديث كه « چگونه جرأت كنى » خدا را موصوف به دگرگونى دانى با آنكه آن وصف آفريدهها و ممكنات است . . . 10 - در ( درّ المنثور ج 1 ص 328 ) از ابى ذر كه پرسيد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از كرسى ، فرمود : اى ابا ذر هفت آسمان و هفت زمين همانا در برابر كرسى چون حلقهاى باشند كه در زمين پهناور افتاده و فزونى عرش بر كرسى چون فزونى آن بيابانست بر آن حلقه .