العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
183
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
آفرينندهء آنها جلت عظمته دانسته شود ، نه مقصود اين باشد كه آنها را در برابر ديد ذهن آدمى چشمگير سازند ، زيرا عقول حكماء و فهم عقلاء از درك آن عاجز هستند . و از اين رو مينگرى كه در حساب مساهله روا ميدارند با اينكه صرف نظر از يك ثانيه در حساب منزلها از حقيقت بدور ميدارد ، و البته كه من بر آنها اعتراض كردم كه مسافتى كه در مجسطى و همگنانش ميان محدب فلك ماه و مقعر فلك خورشيد ضبط كردهاند ، دو كلفتى فلك زهره و عطارد را فراگير نيست تا چه رسد كه ميان محدب فلك جوزهر ماه و مقعر فلك خورشيد آن دو را فرا گيرد . و حق اينست كه اين هم ناشى از سهل انگارى در حسابست باعتبار اينكه كسور و خردههاى ديگر را منظور نداشتهاند ، و رصدشناس فاضل و آمارگر مهندس كاشانى اشكال را در رساله ( سلّم السماء ) مورد توجه دقيق قرار داده ، و حساب را بطور نهائى از سر گرفته و ثانيه و ثالثهها را منظور داشته ، و قطر جرم ماه را 731 فرسخ ثبت كرده ، و درست همانست كه ما گفتيم ، و قطر خورشيد را ، 17538 فرسخ دانسته بنا بر اينكه 10 / 9 6 قطر زمين است تقريباً ، ولى با دقت در حساب 20 / 1 6 / 5 6 برابر آنست بنا بر اينكه آن 42 / 1 و 6 / 1 زمين است و راستش اينست كه 5 / 1 بجاى 6 / 1 باشد ، و جرم خورشيد را 326 برابر زمين شمرده و راستش اينست كه 5 / 1 بر آن افزوده شود تقريباً . و چون اين حسابها دانسته شد بدان كه آنچه امير المؤمنين عليه السّلام در پاسخ پرسش شامى فرموده مطابق همان ارصاد معتبر حكماء پيشين يونانست كه در همه اعصار تا اين قرون اخيره مورد اعتماد بوده ، ولى امام عليه السّلام هيچ مسامحه در حساب روا نداشته و كسور را هم نينداخته ، و شايد قطر زمين را اندكى بيش از مشهور دانسته ، يا قطر خورشيد را 6 برابر قطر زمين به نسبت 18 به 5 گرفته و آنان آن را به نسبت 5 / 4 18 با 5 / 2 3 گرفتهاند و خلاصه طبق فرموده امام بايد قطر خورشيد 15200 فرسخ باشد