العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

171

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

افق مغرب است و نزديك به ماه ، خردتر ديده شود از آن در صورتى كه ميان آسمان يا در سمت مشرق است اينست سخن او . من گويم اعتراض دارد ، زيرا ممكن است طرف بگويد : اين تفاوت در صورتيست كه دائره ديد دائره نور را قطع كند ، ولى روا است كه دائره ديد هميشه در درون آن باشد بطور موازى در صورتى كه اختر بالاى سر است و با خورشيد مقابل است يا ناموازى و مماس با آن چنانچه بسا در حال تربيع يا نامماس مانند صور ديگر و اين اعتراض جواب ندارد مگر ثابت شود كه دو دائره در سطح كوكب تقاطع مينمايند چنانچه در ماه و اثبات آن نشدنى است ، و ممكن است تقرير اعتراض بوجه ديگر كه گفته شود نزديكى اختران بخورشيد دو قسم است ، نزديكى نزديك كه سبب مىشود ديد اختر كوچك شود ، و نزديكى اندكى كه موجب آن نيست و اولى تنها در صورتيست كه خورشيد تازه زير افق رفته و اختر بالاى افق است ، و در اين صورت گرچه كوكب از نظر محل خردتر ديده شود ، ولى تراكم بخار افق خردى آن را جبران مىكند و خردتر ديده نشود . سپس آنچه در خاطر من مىآيد اينست كه دور نيست بگوئيم فرقى ميان ماه و اختران ديگر نيست و روشنى همه از خورشيد كسب مىشود ، و جمعى از اساتيد حكماء بدين عقيده‌اند و شيخ سهروردى هم موافق آنها است آنجا كه در هياكل گفته : خورشيد گردنكش است ، سرور آسمانست ، و روز ساز است ، عجائب خيز بزرگ نمود ، كه پرتو به همه اجرام ميدهد و از آنها چيزى نميگيرد ، اينست سخنش و شيخ عارف محيى الدين هم در فتوحات مكيه خود صريحاً همين را گفته و جمعى صوفيه هم موافق او هستند ، خدا داناتر است بحقيقت هر چيز ( پايان ) « 1 » .

--> ( 1 ) نزد هيئت‌دانان جديد هم روشنى سياره‌ها از خورشيد است كه مركز آنها است چنانچه در هر منظومه شمسيه چنين است ، ولى نتوان گفت همه اختران ثابت و سيار از اين خورشيد روشنند ، زيرا مخالف گفته متأخرين علماى هيئت و بلكه مخالف اخباريست كه دلالت بر وجود خورشيدهاى ديگر دارند ، مگر اينكه مقصود جنس خورشيد باشد ، ولى روشنى و حرارت هر خورشيدى از خود او است كه بوسيله تشعشع و شكستن ماده و تبدلش بقوه پديد مىشود و خرده خرده وزن و انرژى آن كم مىشود ، و گفته‌اند از خورشيد ، هر ثانيه 4 مليون تن كم مىشود ( پاورقى ص 196 ) .