العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

166

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

سپس - ره - گفته : چون خورشيد ملازم منطقة البروج است و بزرگتر است از زمين بيشتر از نيم زمين از آن نورانى است و كمتر تاريك ، و از خورشيد تا زمين و دنبال زمين مخروطى برآيد كه دو تيكه است يكى از خطوط شعاعى ميان خورشيد و سطح زمين كه مخروط نور و مخروط بزرگ است و ديگرى از سايه زمين كه مخروط سايه است و كوچك ، و بمخروط ظل يك طبقه پرتو سفيد فراگير است و بدنبالش يك طبقه پرتو كم و سرخى ، و اين سه طبقه از سپيده دم تا برآمدن خورشيد در خاور ديده شوند به همين ترتيب و برعكس پس از غروب در باختر . قاعده مخروط بزرگ بر كره خورشيد است و بمنطقة البروج دو نيم شود كه سهمش در سطح آنست ، و نقطه رأس مخروط بافلاك زهره ميرسد وقتى خورشيد در اوج است و فروتر است چون فروتر باشد ، قاعده مخروط صغير روى زمين است كه فصل مشترك ميان دو بخش روشن و تاريك است ، و اين دو مخروط مانند دو كوه بلند بر گرد زمين ميچرخند و جا عوض ميكنند ، يكى سپيد و درخشان و ديگرى تيره و تار كه جامه‌هاى رنگارنگ در بر دارد ، سپيد از خاور بباختر ميچرخد و هر كه در زير آنست روز دارد ، و سياه بر عكس و شب هر كسى است كه در زير آنست ، فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ . اكنون چون يك سطح كروى فرض كنيم كه مركزش مركز عالم باشد و بمركز ماه و مخروط صغير بچرخد دائره‌اى كه بر جرم ماه پديد كند صفحه ماه باشد و دائره‌اى كه بر مخروط ظل پديد كند دائره ظل است و مركزش بر منطقة البروج است ، چون اين را دانستى هر گاه در برابر شدن خورشيد و ماه ( 14 ماه ) همه صفحه قمر يا جزئى از آن با دائره مخروط ظل برخورد كند پرتو خورشيد همه يا جزئى از آن از صفحه ماه بريده شود و خسوف كلى يا جزئى محقق گردد . و چون عرض كلى ماه - كه پنج جزء است - بيش از مجموع دو نيم قطر صفحه ماه و دائره ظل است ، در هر استقبالى خسوف نيست ، بلكه در صورتيست كه هيچ عرض ندارد يا اينكه فاصله مركز صفحهء ماه از مركز را دائره ظل كمتر از نيم هر دو است ، زيرا اگر