العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

163

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

كعبه مخاطب حقيقى خدا است و منظور تشكر از نعمتهاى او است ، و كسى از متكلمان مسلمانان را نديدم كه چنين گويد جز برخى مقلدين فلاسفه ، و موافقان اسلام در آنچه زيان بمقاصدشان ندارد . سيد مرتضى - ره - در كتاب غرر و دررش گفته : ادله صحيح و روشن دلالت دارند كه فلك و آنچه در آنست از خورشيد و ماه و اختر به خود و بطبع خود حركتى ندارند چنانچه آن مردم گويند و خدا محرّك و متصرّف در آنها است به اختيار خود و در جاى ديگر - ره - گفته : ميان مسلمانان خلافى نيست كه فلك و هر چه دارد از اختران جان ندارند ، و مسخر فرمان خدايند ، و اين معلوم است از دين رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله بضرورت چنانچه در باب نجوم بيايد . « ايمان دارم بدان كه روشن كرد به تو تاريكيها را و وانمود به تو مبهمات را و تو را يك نشانه براى پادشاهيش ساخت و يكى از علاماتش نمود » نور و ضوء يك معنا دارند و بسا كه ضوء روشنى ذاتى را گويند و نور آنكه از ديگرى كسب شده ، و به اين معنا است قول خدا « ساخت خورشيد را ضياء و ماه را نور » ( 5 - يونس ) . . شيخ بهائى - ره - گفته در آغاز دعاء روى سخن با ماه و ذكر اوصاف او بود و اينك بشيوهء بلغاء روش ديگرى آورد و روى به خدا كرد و او را ستود و باز هم اوصاف ديگرى از ماه را وانمود « نوّر بك الظلم » يعنى بسبب تو يا اينكه تو را ابزار روشنى ساخت و اگر روشنى عرض باشد كه بر جسم افتد از باب اينست كه گويم « چيزى را سياه يا سفيد كردم » و اگر ذرات درخشان جسم نور بخش است كه بر نور گير افتند چنانچه مذهب قدماء است معنا اينست كه تاريك را صاحب روشنى ساخته و با آن قرين نموده و اين قول گرچه بعيد است ولى دليلى بر بطلان آن نيست چنانچه اثباتش هم مشكل است . و بسا كه مقصود از ظلمتها هواهاى تاريك است نه خود تاريكى زيرا كه آن نور پذير نيست و اين در صورتيست كه هوا روشنى پذير باشد ولى برخى گفته‌اند شرط پذيرش كيفيت رنگ داشتن است و هوا بيرنگ است ، و بنا بر اين مقصود اجسام