العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
150
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
حركت مستقيمه نيست . 2 - چون اوقات خوشى زود گذر است و اوقات سختى دراز مينمايد روز جمعه براى مشركان كوتاه نمايد چون در نيم روز عذاب ندارند و ديگر روزها دراز نمايد چون در نيم روز عذاب كشند ، پس مقصود از گفتار سائل در خبر دوم ، « چگونه ايست كند » يعنى ايستش چيست ؟ و پاسخ داد كه مقصود ايست و تنگى است بطور مجاز و تقريب ، و بسا كه تنگى وقت روز جمعه و كوتاهيش به اين معنا است كه كارهاى عبادت مؤمنان در روز جمعه بسيار است و روز وسعت آنها را ندارد و گويا خورشيد در آن ايست نكند ، و نهان نيست كه همه اين تفسيرها دور از تعبيرات اخبارند و بهتر ترك گفتگو در بارهء آنها است ، و پذيرش معناى درست آن كه مقصود ائمه است عليه السّلام گرچه بفهم ما نرسد ، زيرا اينها از اخبار مبهم و آثار مشكلهاند و تفسيرشان را جز خدا و راسخون در علم ندانند . 30 - در فقيه ( 60 ) بسند صحيح از حريز بن عبد اللَّه كه من نزد امام ششم عليه السّلام بودم كه مردى از او پرسيد قربانت خورشيد پيش از زوال پرشى زند و سپس ايست كند ؟ فرمود : در انديشه شود كه زوال نمايد يا زوال ننمايد . بيان : مقصود از پرش تندى حركت است و از ركود كندى آن ، و انديشه يا از فرشتههاى گماشته بر آنست يا مثلى است براى حال خورشيد در تندى برآمدن و ركود در بالا و سپس تندى در فرود شدن و مانند شده به كسى كه نزد پادشاه نيرومندى آيد و از او پرسد دنبال كار ديگر برود يا نه ، و منظور اينست كه همه آفريدهها زير فرمان خدايند و هر آنچه از آنها پديد گردد بتدبير و تقدير حضرت او است . 31 - در فقيه ( 51 ) از امام صادق عليه السّلام كه خدا تبارك و تعالى بموسى بن عمران وحى كرد استخوانهاى يوسف را از زمين مصر برآرد و برآمدن ماه را وعده اين كار كرد و پس افتاد و او پرسيد از كسى كه جاى استخوان يوسف را بداند ، گفتند پيره زنيست كه ميداند ، او را خواست و پيرهزنى زمين گير و نابينا بود ، فرمودش