العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
134
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
2 - ممكن است اين حالات ماه بواسطه مرور به دريا باشد و بهمراه آن و دليلى نيست كه خرق و التيام در افلاك روا نيست و يا حركت مستقيم و اختلاف حركت در آنها محال است و ادله فلاسفه جز شبهاتى سست و خرافاتى فاسد نيستند با اينكه اعتقاد بدانها مايه انكار بسيارى از ضروريات دين گردد مانند معراج پيغمبر و نزول فرشتهها و صعود آنها و شكافتن آسمانها و نورديده شدن آنها ، و پراكنده شدن اختران و بىنور شدن آنان در قيامت و جز آنها كه قرآن مجيد و اخبار متواتره صريح در آنند . 3 - صدوق - ره - در فقيه گفته : كسوفى كه در اين خبر است جز كسوفيست كه منجمها گويند ، و همانا بايد در هنگام گرفتن خورشيد به مسجد رفت و به خدا پناه برد چون شبيه نشانههاى قيامت است ، و شهيد - ره - در فروع نماز كسوف ذكرى گفته : 4 - اگر نماز كسوف با نماز عيد همراه شود بواسطه بروز آيات مطلقه ( مانند زلزله ) يا كسوف و خسوف نظر بقدرت خدا گرچه بر خلاف عادتست با اينكه مشهور است روز عاشورا براى كشتن حسين عليه السّلام خورشيد گرفت تا جايى كه ستارهها پديد شدند چنانچه بيهقى روايت كرده است و جز او ، و پيش داشتيم كه روز فوت ابراهيم پسر پيغمبر آفتاب گرفت ، و زبير بن به كار در كتاب انساب خود گفته : ابراهيم دهم ماه ربيع الاول فوت شده ، و اصحاب روايت كردهاند كه از نشانههاى ظهور مهدى عليه السّلام گرفتن خورشيد است در نيمه اول ماه رمضان تا آخر كلام او ميگويم : من در بسيارى از كتب خاصه و عامه ديدهام كه روز عاشورا خورشيد گرفته و شبش ماه و شيخ مفيد در ارشاد بسند خود از ثعلبه ازدى روايت كرده كه امام پنجم عليه السّلام فرمود : دو نشانه است پيش از ظهور قائم عليه السّلام : گرفتن خورشيد در نيمه ماه رمضان ، و گرفتن ماه در آخرش ، گويد : گفتم : يا ابن رسول اللَّه خورشيد در نيمه ماه و ماه در آخرش بگيرند ، امام عليه السّلام فرمود : من داناترم بدان چه گفتم ، راستى كه اين دو نشانهاند كه از زمان هبوط آدم عليه السّلام سابقه ندارند و كلينى آن را در كافى ( 312 روضه ) بسندش از بدر بن خليل ازدى روايت