العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

130

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

در نيمه زمستان و بهار سال برميگردد بمدارات پائيز و تابستان ، و در نيمه تابستان و پائيز سال برميگردد بمدارات بهار و زمستان كه نيمه ديگر سال است ، اين را خوب حفظ كن از بدائع صنعت خدا است . 3 - در توحيد ( 203 ) و در مجالس صدوق بسندش از أبى ذر غفارى ، گفت دست پيغمبر را داشتم و باهم راه ميرفتيم ، و پيوسته بخورشيد نگريستيم تا فرو شد گفتم : يا رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و إله كجا فرو مىشود ؟ فرمود : در آسمان ، و از آسمانى بآسمانى برآيد تا آسمان هفتم و تا زير عرش ، و به سجده افتد و فرشته‌هاى گماشته بر آن هم به سجده افتند ، سپس گويد : پروردگارا ميفرمائى از كجا برآيم از مغربم يا از مشرقم ؟ و اينست مقصود خدا « و خورشيد روانست تا قرارگاهش اينست تقدير عزيز دانا » 38 يس » مقصود صنع پروردگار عزيز است در ملك خود با خلقش . فرمود : جبرئيلش پوششى پرتوين از نور عرش به اندازه ساعات بلند يا كوتاه روز در تابستان و زمستان يا ميان آنها در پائيز و بهار بياورد ، فرمود : آن پوشش را بپوشد چنانچه يكى از شماها جامه خود را پوشد ، سپس او را در فضاى آسمان آرند تا از مطلع خود برآيد پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله فرمود : گويا پندارمش سه شب باز داشت شود و فرمان يابد كه از مغربش برآيد ، و اينست قول خدا عزّ و جلّ إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ . و ماه هم در مشرق و جريان در افق آسمان و در مغرب خود و برآمدن به آسمان هفتم و سجده كردن زير عرش چنين است و جبرئيل جامه‌اى از نور كرسى برايش آورد ، و اينست قول خدا عزّ و جلّ هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً ، أبو ذر گفت : سپس با رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم گوشه‌اى رفتيم و نماز مغرب را خوانديم « 1 » .

--> ( 1 ) اين روايت و مانند آن تمثيل است براى اشاره باينكه خورشيد و ماه دو آفريده خدايند و رشته هستى آنها بمقام بالا پيوسته است و در هر روز و بلكه در هر ساعت پرتو و نور خود را از سرچشمه هستى واجب الوجود دريافت ميكنند و خود از خود چيزى ندارند و چون بنده‌اى فرمانگزارند ( از پاورقى ص 145 - 146 بطور خلاصه ) .