العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
121
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
خورشيد ، سپس خورشيد را آفريد و دليل آن ساخت و چرخيدنش را رهنمون آن نمود ، سپس آن را خرده خرده برگيريم تا روز قيامت كه همه برچيده شوند و نه سايه ماند و نه سايه انداز ، اين دو وجه را بيضاوى و ديگر مفسران ذكر كردهاند 3 - مقصود از ظل روح است چون عالم ارواح را عالم ظلال خوانند ، يا چون پيرو بدنست يا براى آنكه جسمى است لطيف يا بقول بعضى مجرد و « اگر خواست ساكنش كرد » و آن را مربوط بجسد نميساخت و خورشيد خدا است كه خورشيد جهان هستى است و دليل ممكنات است بوجود و هر كمال و قبضش گرفتن آن است خرده خرده تا آنكه صاحبش بميرد . 4 - مقصود از ظل پيغمبران و اوصيائند كه ظل اللَّهاند و پيرو اراده او ، و سايه رحمتش بر بندگانش « و اگر خواست آنها را ساكن كرد » و بمردم نفرستاد « و سپس خورشيد » يعنى خورشيد وجود را دليل و رهنماى آنان ساخت تا بكمال رسيدند و بعالم قدس گرائيدند . 5 - مقصود از سايهها اعيان ثابته است و حقائق امكانيه بپندار صوفيان و مدّ آن عبارت از فيض اقدس است يعنى ماهيّات را ساخته و از فيض مقدس كه خورشيد هستى است به آنها افاضه وجود نموده ، و هر آنى آن را برگرفته و نمونه تازهاى آورده چنانچه بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ را هم به همين معنا تأويل كردهاند ، و بسا كه ظل را تأويل بعالم مثال كنند بر مذاق حكماء الهى ، اينها احتمالات اين آيه متشابه است كه جز خدا و راسخون در علم آن را ندانند علىّ بن ابراهيم در ( 366 ) تفسير قمى آن را بسايه ميان سپيده دم تا آفتابزدن تفسير كرده . « او است كه شب را جامه نموده » طبرسى - ره - ( ج 7 ص 140 ) تفسير خود گفته : يعنى پرده نموده براى پوشاندن هر چيز مانند جامه كه پوشش تن است و اين براى آنست كه ما آسوده باشيم و از رنج كار برهيم « و خواب را سبات نموده » يعنى آسايش تن و دست برداشتن از كار كه تن بيكار شده و جان دارد « و روز نشور » است يعنى تن با بيدارى زنده مىشود و بدنبال كار ميرود .