العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

119

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

خورشيد شد آوازى چون آواز زنجير شنيدم و بيهوش شدم و چون به هوش آمدم و آفتاب برآمد گويا روى آب مانند روغن زيت پهن است ، و در ميان جامه خود اندر شدند ، و چون روز بر آمد ماهى شكار ميكردند ، و در آفتاب مىانداختند تا پخته ميشد . « كُلٌّ فِي فَلَكٍ » يعنى هر دو ، خورشيد و ماه يا هر دو با اختران ديگر رازى گفته در ( ج 5 ص 555 ) تفسيرش : همه ميچرخند روا نيست مگر اختران هم با خورشيد و ماه منظور باشند تا جمع درست باشد ، سپس گفته : فلك در زبان عرب هر چرخنده است « و جمعش افلاك » و عقلاء در معنيش اختلاف دارند ، بعضى گفته‌اند جسم نيست و همان گردشگاه اخترانست چون ضحاك ، و بيشتر گفته‌اند : جسمند و اختران بر آن چرخند و اين به ظاهر قرآن نزديكتر است ، و در آن جسم هم اختلاف دارند ، يكى گفته : موجى است واداشته كه خورشيد و ماه و اختران بر آن روانند ، و كلبى گفته : آبيست واداشته كه كواكب در آن شناگرند و شنا جز در آب نيست و ما آن را نپذيريم چون باسب تندرو هم ( سابح ، شناگر ) گويند و جمهور فلاسفه و هيئت‌دانان گويند ، جرمهاى سختى باشند نه سبك و نه سنگين كه خرق و التيام و نمو و لاغرى نپذيرند و حق آنست كه حقيقت آسمانها را جز از خبر نتوان شناخت و در حركت اختران در آسمان اختلاف دارند و آنچه تصور شود سه است . 1 - فلك ثابت باشد و اختران در آن بگردند چون گردش ماهى در آب ايستاده . 2 - فلك و اختران هر دو بگردند موافق در جهت حركت و سرعت يا مخالف در هر دو يا در يكى از آنها . 3 - فلك بچرخد و اختران در آن ثابت باشند ، فلاسفه دو تاى اول را باطل دانسته‌اند چون سبب خرق و التيام در فلكند و آن را محال ميدانند و همان وجه سوم را جائز شمرده‌اند كه اختران به حركت افلاك ميگردند و خود ثابتند و كوبيده‌اند در