العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
117
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
بيك جزء آن فرو شده نه در جزء ديگر و اين خود دليل است كه اختصاص اختر بجاى معينى بواسطه فاعل مختار است كه حكيم است و اما در فرموده او « نشانه روز را بينا كرديم » دو وجه است : 1 - تابنده كرديم چون تابندگى وسيله بينائيست . 2 - ابو عبيده گفته : معنايش اينست كه مردم در آن بينا شوند . . . « تا بدانيد شماره سالها و حساب را » بدان كه حساب چهار درجه دارد ، ساعات ، روزها ، ماهها و سالها ، حساب در كمتر از سال است كه ماهها و روزها و ساعات است و پس از آن همه مكررات است چنانچه عدد را چهار مرتبه دانند ، آحاد ، عشرات ، مئات الوف و پس از آن هر عدد ديگر تكرار آنها است ، و در ( ج 5 ص 745 ) گفته : در تفسير قول خدا « يافتش كه فرو ميرود در چشمه گل آلودى » ( يا گرمى ) بقرائت ديگر . و از ابى ذر است كه پشت سر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم بر شترى سوار بودم و ديد كه خورشيد فرو شد ، و به من فرمود : اى ابا ذر ميدانى اين كجا فرو مىشود ؟ گفتم : خدا و رسولش داناترند ، فرمود راستش در چشمهاى حاميه و داغ فرومىشود - و اين قرائت ابن مسعود است و طلحه و ابو عمرو و ابن عباس ( حمئه ) خوانده و اتفاقاً ابن عباس نزد معاويه بود و او خواند « حامية » ابن عباس گفت : « حمئه » معاويه به عبد اللَّه عمر گفت : تو چگونه ميخوانى ؟ گفت : مانند امير المؤمنين ، سپس رو بكعب الاحبار كرد و گفت : به نظر تو خورشيد چگونه فرو ميرود ، گفت : در آب و گل در تورات چنين است ، حمئه آنست كه در آن گل سياه است . و بدان كه منافاتى ميان حمئه و حاميه نيست و بسا كه آب هر دو وصف را داشته باشد ، سپس بدان كه بدليل ثابت شده زمين كره است و آسمان گرد آنست و شك ندارد كه خورشيد در آسمانست ، و باز فرموده « نزد آن مردمى يافت » و معلوم است كه مردم نتوانند در شاخ خورشيد باشند ، و بعلاوه خورشيد چند بار از زمين بزرگتر است و چگونه معقول است در يك چشمه زمين درآيد ؟ و چون اين ثابت است گوئيم در تأويلش چند وجه است :