العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
102
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
اگر آنچه ميدانم ميدانستيد كم خنديديد و پر گريستيد ، و با زنان هم بستر نشديد و كام گيريد ، و به تپهها بر آمديد و به خدا عز و جل پناهنده شديد . 54 - ( . . . ص 118 ) و از على عليه السّلام فرمود : سقف مرفوع آسمانست و بحر مسجور دريائى در آسمان زير عرش . 55 - ( . . . ص 320 ) از على عليه السّلام در تفسير قول خدا « نه ، نه ، سوگند به خنّس » فرمود : آنها اخترانند كه شب نمايانند و روز نهان و ديده نشوند . 56 - ( . . . ص 320 ) و از على عليه السّلام كه در تفسير قول خدا « نه ، نه ، سوگند به خنّس » فرمود : پنج ستارهاند زحل ، عطارد ، مشترى ، بهرام ، زهره ، و نيست ستارهاى كه كهكشان را پيمايد جز اينها . 57 - ( . . . ) و از ابن عباس است كه : خنس ستارههايند روان پيمايند كهكشان را بمانند اسب . 58 - ( . . . ) و از ابن عباس در قول خدا بِالْخُنَّسِ الْجَوارِ الْكُنَّسِ گفت هفت اخترند : زحل ، بهرام ، عطارد ، مشترى ، زهره ، خورشيد و ماه ، خنوس آنها برگشت آنها به روى زمين و كنوسشان نهانى آنها است در روز « 1 » . 59 - ( . . . ص 331 ) و از أعمش است كه شاگردان عبد اللَّه در تفسير قول خدا وَ السَّماءِ ذاتِ الْبُرُوجِ ميگفتند يعنى آسمان داراى كاخها . 60 - ( . . . ) أبى صالح گفته : « ذاتِ الْبُرُوجِ » ستارههاى بزرگند . 61 - ( . . . ) و از جابر بن عبد اللَّه كه پرسش شد پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله از سماء ذات البروج در پاسخ فرمود : ستارهها و پرسش شد از اينكه « آنكه نهاده در آسمانها بروج » فرمود : بروج ستارهها هستند ، گفته شد : بروج مشيده چيست ؟ فرمود : كاخها . 62 - ( . . . ) و از قتاده در قول خدا وَ السَّماءِ ذاتِ الْبُرُوجِ گفت بروج
--> ( 1 ) ممكن است واو در « وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ » معيت باشد و آنها در حكم خنس نباشد يا ضمير خنوسها به همان پنج اول برگردد بر سبيل استخدام