سيد علاء الدين محمد گلستانه
48
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
مىخواست و مىخواند ، همگى به عذاب خَسْف گرفتار مىشدند . پس گريبان سلمان را مخالفان گرفتند و بر گردن او زدند تا گردن او ورم كرده ، مثل غدّه در گردنش به هم رسيد . پس حضرت امير المؤمنين عليه السلام در آن حال بر او گذشت و فرمود : يا ابا عبد اللَّه ! اين آزار كه كشيدى ، از آن معنى است كه به خاطرت رسيد . بيعت كن با ابو بكر كه چارهاى ديگر نيست . و مصلحت در مخالفت نيست . پس سلمان ، بيعت نمود . و ابو ذر را حضرت امير المؤمنين عليه السلام امر كرد به سكوت و سخن نگفتن در باب ابى بكر و عمر و اتباع ايشان . پس از راه بىطاقتى ، احتراز ننمود از آنچه دشمنان گويند و بعضى سخنان گفت . پس از اين جهت ، عثمان بر او تسلّط يافته ، ايذا به او رسانيد . بعد از آن ، جمعى ديگر از مردم ، از كردهء خود توبه و انابت نموده ، به اسلام رجوع كردند . « 1 » و از بعضى احاديث ، زيادتىِ سلمان در مراتب ايمان بر ابو ذر و مقداد ، ظاهر مىشود « 2 » و مىتواند بود كه ايمان هر يك ، از وجهى كاملتر بوده باشد . و بالجمله ، تزلزل و اضطرابِ قليل ، چندان مُضر نيست . و بسيارش ، منافىِ ايمان است ، چنانچه گذشت . و مناسب كلامى كه حضرت بعد از اين مىفرمايد ، مبالغه در صبر شيعيان بر جفاى مخالفان و ترك تزلزل و اضطراب در امر امام عليه السلام و به حالِ خود بودن شيعيان و ترك منازعه و قتال با سنّيان به حَسَب اقتضاى زمان و امثال اين معانى است . و لهذا ، كلام را به چند لفظ كه به حَسَب معنى نزديك به يكديگرند ، تأكيد فرمودهاند . [ فضليت صبر ] و از جمله اخبار كه در باب صبر و تحريض بر آن وارد شده ، روايت كرده است كلينى - قدّس اللَّه روحه - از حضرت سيّد الساجدين على بن الحسين عليهما السلام كه فرمود : صبر و رضاى از جناب اقدس الهى ، به منزلهء سرِ طاعت و بندگى است . و كسى كه صبر كند و راضى شود از خداى - عزَّ و جلَّ - در آنچه براى او مقرّر و مقدّر ساخته از راحت و تعب ، البته مقرّر نمىسازد و بر او جارى نمىكند خداى تعالى از نعمت و بلا ، مگر چيزى را كه خير آن بنده در آن باشد . « 3 » و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه : صبر نسبت به ايمان ، مثل سر است نسبت به
--> ( 1 ) . اختيار معرفة معرفة الرجال ، ج 1 ، ص 52 ، ح 24 ؛ بحار الأنوار ، ج 22 ، ص 440 ، ح 9 . ( 2 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 401 ، ح 2 . ( 3 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 60 ، ح 3 .