سيد علاء الدين محمد گلستانه

44

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

گمان مىكند كه بر همهء عباد ، زيادتى كرده و در بندگى از سرحدّ تقصير ، بيرون آمده . پس از درگاه من ، دور شده ، و حال آن كه گمان مىكند كه به من نزديك شده و او را قُرب ، حاصل شده . پس بايد كه اعتماد و تكيه ننمايند عبادت‌كنندگان بر اعمالى كه به جهت رسيدن به ثواب مىكنند ؛ چه ايشان ، هر چند سعى كنند و در تمام عمر خود ، ارتكاب تعب و مشّقت نمايند ، از جملهء مقصّران در بندگى خواهند بود ، و نخواهند رسيد به آنچه حقّ عبادت من است « 1 » و موجب وصول به كرامتى است كه از درگاه من طلب مىكنند و باعث فوز به نعيم بهشت و درجات عاليهء « 2 » مجاورت و قُرب من است . و بايد كه وثوق و اعتماد بر رحمت و كَرَم من داشته باشند و به فضل من ، خوش‌حال و مسرور بوده باشند و به حُسن ظن و گمان كَرَمى كه به من دارند ، مطمئن باشند ؛ زيرا كه چون اعتماد بر كَرَم من نمايند ، نه بر عمل خود ، رحمت من ، تداركِ حال ايشان خواهد نمود و خشنودى و مغفرت من به ايشان خواهد رسيد و عفو من ، شامل حال ايشان خواهد شد ؛ زيرا كه منم خداوند بخشاينده و مهربان به بندگان خود و به اين نام ، خود را مسمّا ساخته‌ام . « 3 » و از اين حديث قُدسى ، ظاهر مىشود كه منافات ندارد سؤالِ عافيت ، با صبر و راضى شدن به آنچه جناب اقدس الهى مقدّر ساخته باشد از نَعما و ضَرّا ؛ چه ، او داناتر است به آنچه خيرِ عافيت و نجات بنده در آن است . و محمّد بن يعقوب كلينى رضى الله عنه از حضرت امام « 4 » جعفر صادق - صلوات اللَّه عليه - روايت نموده كه : داناترينِ مردم به خداى - عزَّ و جلَّ - آن كسى است كه به قضاى الهى راضىتر باشد . « 5 » و از آن حضرت ، روايت نموده كه : عَجَب دارم از حال بندهء مسلمِ كامل كه مقدّر نمىسازد خداى تعالى ، چيزى را از جهتِ او كه خير آن بنده در آن نباشد . اگر او را به مقراض‌ها ريزه‌ريزه كنند ، خير او در آن است و اگر پادشاه مشارق و مغاربِ روى زمين شود ، خير او در آن است . « 6 » و از آن حضرت ، روايت نموده كه فرمود كه : حضرت امام حسن عليه السلام به عبد اللَّه بن جعفر گفت كه : چگونه كسى از جملهء مؤمنان مىتواند بود ، با آن كه راضى به قسمتى كه خداى تعالى براى او كرده ، نباشد و منزلت و مرتبهء خود را پست و حقير شمارد ، و حال آن كه حاكم بر او ، خداى تعالى

--> ( 1 ) . الف : - « است » . ( 2 ) . ب : + « و » . ( 3 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 60 و 61 ، ح 4 . ( 4 ) . ب : - « حضرت امام » . ( 5 ) . همان ، ص 60 ، ح 2 . ( 6 ) . همان ، ص 246 ، ح 5 .