سيد علاء الدين محمد گلستانه

457

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

و صوت هولناك او در بيخ گوش ايشان است . پس ايشان ، منحنى شده‌اند در حال ركوع ، و پيشانى و كف‌ها و زانوها و اطراف قدم‌هاى خود را براى سجود ، فرش كرده‌اند و رو به خداى - عزَّ و جلَّ - كرده ، استدعا مىكنند آزادى خود را از عذاب جهنّم . و در روز ، مردمان‌اند صاحب حِلم و علم و نكوكارى و تقوا . و ايشان را خوف الهى تراشيده ، چنانچه چوب را به جهت تير تراشند و كسى كه ايشان را مىبيند ، چنان « 1 » مىپندارد كه بيمارند ، و حال آن كه ايشان را مرضى عارض نشده . و مىگويند « 2 » كه خيالات ، جنون و وساوس شيطان در عقل ايشان ، راه يافته . و به تحقيق كه در عقل ايشان ، امرى عظيم راه يافته كه عبارت از خوف الهى است . راضى نمىشوند از اعمال حسنهء خود به قدرى قليل ، و بسيار نمىشمارند عبادات بسيار را . پس هميشه نفس خود را در محلّ تهمت دارند و از شرّ نفس امّاره ، ايمن نمىباشند و از اعمال خود ، ترسان و هراسان‌اند . اگر كسى يكى از ايشان را به خوبى وصف كند ، مىترسد از آنچه در باب او گفته‌اند و مىگويد من ، خود را بهتر از ديگران مىشناسم و خداوند من ، مرا بهتر از من مىشناسد . خداوندا ! بر من مگير آنچه ايشان مىگويند ، و مرا بهتر از آن كن كه ايشان ، گمان مىبرند ، و بيامرز از براى من ، آنچه ايشان نمىدانند . پس ، از جملهء علاماتِ كسى كه از آن جماعت باشد ، آن است كه صاحب قوّت است در دين ، و صاحب حَزم و دورانديشى است با نرمى ، و صاحب ايمان است با يقين ، و صاحب حرص است در علم ، و صاحب علم است با حِلم ، و ميانه‌رو است در حالت توانگرى ، و باخشوع است در عبادت ، و با تحمّل و زينت است در پريشانى ، و باصبر است در شدّت و سختى ، و صاحب رغبت است در طلب حلال ، و صاحب نشاط است در هدايت ، و متنفّر است از طمع . اعمال صالحه به جا مىآورد و از آنها ترسان است . شام مىكند و مراد عمده‌اش خداى - عزَّ و جلَّ - است ، و صبح مىكند و مطلب عظميش شكر الهى است . شب را با حذر و خوف ، به روز مىكند و روز را با فرح و شادى ، شب مىكند . حذرش از آن چيزى است كه از آن حذرش فرموده‌اند كه عبارت از غفلت است از ياد الهى ، و فرحش از فضل و مرحمت الهى است كه به او عطا شده يا اميد دارد . اگر نفسش سركشى كند در چيزى كه او نخواهد ، مطلب نفس را به فعل نمىآورد در آنچه خواهد ، تا ديگر سركشى نكند . رغبت تام در چيزى دارد كه زايل شدن ندارد كه

--> ( 1 ) . الف : - « چنان » . ( 2 ) . الف و ب : « مىگويد » .