سيد علاء الدين محمد گلستانه
395
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
خواهند انداخت و هيچ چيز ، او را نگاه نمىدارد تا وقتى كه به قعر جهنّم رود . گفتند : يا رسول اللَّه ! چگونه است بنا كردن از براى ريا و سُمْعه ؟ فرمود : آن است كه زياده بر قدرى كه او را كافى باشد ، بنايى گذارد ، از براى آن كه بر همسايگان ، ترفّع و زيادتى كند و بر برادران خود ، مباهات كند . « 1 » [ 3 . علاج تكبّر ] و از جملهء معالجات تكبّر ، تفكّر در بدى و سوء عاقبت كبر و خودبينى است - چنانچه از احاديث ، ظاهر شد - و دانستن اين معنى كه تكبّر ، نقيض مطلب آدمى نتيجه مىدهد و مُورِث مذلّت و خوارى است ؛ زيرا كه كسى كه منازعه با خداوند عالميان مىكند ، خداى تعالى ، او را خوار و بىمقدار مىكند و از عهدهء عذاب سَقَر كه از يك نفسش جهنّم مىسوزد ، بيرون نمىتواند آمد و از محشور شدن به قدر مورچه و پامال شدن در صحراى محشر ، آزار بسيار مىكِشد . ديگر ، فكر كردن در اصل و حالات خود كه از نطفهء نجس ، مخلوق شده و از راه بول به دنيا آمده و در دنيا ، هميشه حامل نجاسات و قاذورات بوده و آخرش جيفهء گنديده و استخوانى پوسيده خواهد بود و در مدّت حيات ، هرگز از انواع احتياج و تفرّق احوال ، خالى نيست . و چنان كه در متكبّران غالب و شايع است ، كه از كمالات و قابليّات خالى و عارى مىباشند ، تكبّر ايشان از قبيل عشوهء عروسِ قبيح المنظر و نازيباست . و تدبّر كردن در اين معنى كه آنچه خود مىكنند وقتى كه از ديگرى « 2 » ببينند ، يا خود را از دور مطالعه نمايند و رفتار و حركات را به نظر انصاف ملاحظه نمايند ، آيا خوشآينده و گواراست ، يا در نظر عقل صحيح ، كريه و قبيح است ؟ ديگر ، متوسّل شدن به جناب اقدس الهى و مرتكب امورى شدن كه نخوت را از دِماغ بيرون مىكند ، مانند : پايين نشستن در مجالس ، و همنشينى كردن با فقرا ، و دورى از صحبت اغنيا ، و با خادم خود چيزى خوردن ، و پينه بر جامه زدن ، و بر خر سوار شدن و كسى را رديف خود ساختن ، و توشه و متاع خود را خود برداشتن . و اين معانى ، در احاديث متعدّده وارد شده . اميد كه خداى - عزَّ و جلَّ - ، همگى بندگان خود را بر جادهء بندگى و طريقهء شكستگى ، مستقيم بدارد و از متابعتِ نفس امّاره و پيروى شيطان دور داشته ، از مستى غفلت و خواب غرور ، هشيار و بيدار سازد .
--> ( 1 ) . كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 11 ، ح 4968 . ( 2 ) . الف : « ديگر » .