سيد علاء الدين محمد گلستانه

389

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

دولت « 1 » ظاهرى از سدّ اسكندر محكم‌تر باشد ، متزلزل و منهدم گردد . و ارباب استيلا ، هر چند بر باطل باشند ، بر تمكين ظلم ، مؤاخذ مىشوند و موجب سرعت انقضاى مدّت ايشان مىگردد ؛ و اگر در مقام دفع « 2 » ظلم باشند ، مدّت دولت ايشان ، امتداد مىيابد . و محمّد بن يعقوب كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود خداى - عزَّ و جلَّ - به پيغمبرى از پيغمبران خود كه در مملكت جبّارى بود ، وحى فرمود كه : نزد اين جبّار برو و بگو به او كه : من ، تو را مسلّط نساخته‌ام بر ريختن خون‌ها و گرفتن مال‌ها . و از براى آن تو را اين تسلّط داده‌ام كه آوازهاى مظلومان را از من ، باز دارى . و من ، حقّ ايشان را كه به ظلم گيرند ، وا نمىگذارم ، هر چند [ از ] كفّار باشند . « 3 » و از جملهء مفاسد كه بر تكبّر اصحاب تسلّط مترتّب مىشود ، آن است كه جمعى كه از جهت متابعت حق يا دوستى ايشان خواهند كه ايشان را از ارتكاب امرى باطل يا از آنچه ضرر دنيايىِ ايشان در آن باشد ، باز دارند ، حجاب تكبّر ، مانع ايشان مىشود و سكوت ، اختيار مىنمايند ، و چون اكثر متكبّران ، از جهت غرورى كه لازمهء خودبينى است ، مشورت در امورْ كمتر مىكنند ، از طُرُق مصلحت و راه‌هاى خير دنيا و آخرت خود ، غافل مىباشند . و شك نيست در آن كه هر كس در سلوك طُرُق دنيا يا آخرت ، عقل خود را كافى داند ، غير ضلالت ، امرى او را روى نمىنمايد و وقتى از كردهء خود پشيمان مىشود كه فرصت تدارك ، فوت شده باشد و ندامت ، سودى نداشته باشد . و چون از جملهء استدراج‌هاى الهى آن است كه اهل معاصى را مدّتى متمادى مهلت مىدهد و مطالب ايشان ، مطابق خواهش در مدّتى كه حكمت الهى اقتضا نموده ، به حصول مىپيوندد ، گمان ايشان چنان مىشود كه آنچه مىشود ، نتيجهء فكرهاى صائب و تدبيرات درست است كه به محض عقل خود به آن راه يافته‌اند و بعضى را جزم حاصل مىشود به آن كه مِن عند اللَّه ، مؤيّدند به تدابير صحيحه ، و آنچه در ذهن ايشان خطور مىكند ، محضِ الهام و عينِ صواب است و اين معنى را اقبال مىنامند . و اگر نيك تأمّل كنند ، مىدانند كه رو كردن دنيا به ايشان و برآمدن مطالبى كه متوجّه آن مىشوند مخالف شرع است و عين غضب الهى است و اگر آن مطالب ، ميسّر نشود ، فِى الجمله ، از معصيتْ دور تر خواهند بود .

--> ( 1 ) . ب : - « دولت » . ( 2 ) . ب : « رفع » . ( 3 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 333 ، ح 14 .