سيد علاء الدين محمد گلستانه
376
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
جاست و آن وادى را « سَقَر » مىگويند و او از شدّت گرمى خود ، به خداى تعالى شكايت كرد و رخصت طلبيد كه نفسى بكشد . و بعد از آن كه نفس كشيد ، جهنّم از نفس او سوخت . « 1 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : روز قيامت ، متكبّران را به صورت مورچههاى كوچك ، محشور مىكنند و مردم ، ايشان را پاىْمال مىكنند تا وقتى كه خلايق از حساب ، فارغ شوند . « 2 » و از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه فرمود : عجب است از كسى كه تكبّر و افتخار مىكند ، با آن كه اوّل از نطفه مخلوق شده و آخرش مُردارى گنديده خواهد بود و نمىداند كه در اين ، چه با او خواهند كرد ! « 3 » و ابن بابويه رحمه الله در فقيه روايت كرده كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود در وصيّتى كه به امير المؤمنين 1 اعلام و اشخاصعلى بن ابى طالب ( ع ) ، 1 على « 4 » عليه السلام فرموده كه : يا على ! به درستى كه خداى تعالى ، به اسلام ، باطل كرد تكبّر جاهليت را و تفاخرى [ را ] كه اهل جاهليت به پدران خود مىكردند . به درستى كه همهء مردم ، از آدم مخلوق شده و آدم از خاك ، مخلوق شده و گرامىترينِ مردم ، كسى است كه تقوا و ترسش از خداى تعالى بيشتر باشد . « 5 » و كلينى رحمه الله از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه فرمود : عزّت ، مخصوص إله است ، مانند رَدا كه مخصوص هر شخصى « 6 » مىباشد . و تكبّر ، مخصوص اوست ، مانند ازار آدمى . پس كسى كه دست به « 7 » يكى از اين دو چيز زند ، خداى تعالى ، او را سرنگون به جهنّم مىاندازد . « 8 » و قريب به اين مضامين ، احاديث ، بسيار وارد شده . و از اخبار مذكوره و غير آنها ، ظاهر مىشود كه تكبّر ورزيدن ، به حَسَب معنى مخاصمه و مجادله با خداوند عالميان ، و موجب شقاوت و خسران است ، و غرض از تكليف بندگان در دنيا ، تحصيل شكستگى و كسب فروتنى و ترك نخوت وكبر و طغيان است . [ 1 . اسباب تكبّر ] و تكبّر ، اسباب و علامات و علاج چند دارد .
--> ( 1 ) . همان ، ص 310 ، ح 10 . ( 2 ) . همان ، ص 311 ، ح 11 . ( 3 ) . همان ، ص 329 ، ح 4 . ( 4 ) . ب و ج : - « على » . ( 5 ) . كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 363 ، ح 5762 . ( 6 ) . ج : « كس » . ( 7 ) . ب و ج : « بر » . ( 8 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 309 ، ح 3 و 4 و 5 .