سيد علاء الدين محمد گلستانه
373
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
بارها بسته متوجّه ايشان مىشدند ، هر آينه ، اطاعت ايشان « 1 » بر مردم ، آسانتر بود و از سركشى ، دور تر مىبودند « 2 » و همه ايمان مىآوردند از جهت ترسى كه ايشان را مقهور و مغلوب مىكرد يا از جهت رغبتى كه باعث ميل ايشان مىشد . پس نيّتها مشترك مىبود ؛ يعنى همه كس ، قصد عبادت و اطاعت مىداشتند يا اطاعت را به قصد قربت و اغراض ديگر با هم مىكردند و خالص نمىبود . و حسنات ، منقسم مىشد ميانهء مردم يا خالص نبود ؛ و ليكن خداى - عزَّ و جلَّ - مىخواهد كه پيروى خلايقْ مر انبياى او را ، و تصديق نمودن ايشانْ مر كتاب او را ، و خشوع ايشان در درگاه او ، و انقياد اوامر و قبول اطاعت چند باشد مخصوص به « 3 » او ، و شايبهاى از چيزهاى ديگر به آنها آميخته نباشد . و هر چند ابتلا و آزمايش ، عظيمتر است ، ثواب و جزاى نيك ، جزيلتر و بهتر مىباشد . آيا نمىبينيد كه خداى تعالى ، خلايقِ اوّلين را از زمان آدم - صلوات اللَّه عليه - تا آخرين كه در اين عالم آفريده ، امتحان فرموده به سنگى چند كه نفعى و ضررى از ايشان ظاهر نيست و چشمى و گوشى ندارند ؟ پس آن سنگها را كه عبارت از خانهء كعبه است ، بيت الحرامى قرار داده كه مردم از سفر به سوى آن ، از زيارت و تجارت ، نفعها يابند ، يا آن كه اگر تركِ او كنند ، عذاب الهى بر ايشان نازل شود . و آن خانه را در موضعى قرار داده كه سنگش ناهموارترين مواضعِ روى زمين و كلوخش كمتر از اراضىِ حاصلخيز دنياست و عرض زمين هموار آن در ميان كوهها از همهء وادىها تنگتر است ، در ميان كوهى چند ناهموار و درشت و ريگهاى روان و نرم كه گياه از آن كم رويد ، و چشمههاى كمآب و قريههاى از يكديگر دور افتاده كه در آن مواضع ، حيواناتِ مانند شتر و اسب و گاو و گوسفند ، نموّ و ترقّى نكنند . و بعد از آن كه كعبه را در چنين موضعى قرار داد ، امر فرمود آدم عليه السلام و فرزندان او را به آن كه متوجّه آن شوند و مايل به آن باشند . پس مرجع سفرهاى ايشان شد كه در آن سفرها ، نفع مىباشند و منتهاى انداختن بارهاى ايشان گرديد و دلهاى ايشان ، مشتاق و آرزومند آن گرديده ، از بيابانهاى دور و « 4 » بىآب و علف ، و ميان كوههاى عميق و جزاير درياهاى از هم دور افتاده ، متوجّه آن مىشوند از روى انقياد ، و آوازهاى خود [ را ] در اطراف آن ، به تَلْبيه ، بلند مىكنند و پياده ، سعى مىنمايند با موهاى پريشان يا پريشانحال و گردآلود .
--> ( 1 ) . ج : - « ايشان » . ( 2 ) . ج : « بودند » . ( 3 ) . ب و ج : - « به » . ( 4 ) . ب و ج : - « و » .