سيد علاء الدين محمد گلستانه

370

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

فرمود « 1 » تا ممتاز كند « 2 » جمعى كه از جملهء ايشان فروتنى اختيار كنند ، از جمعى كه سركشى و تكبّر نمايند . پس خداى تعالى ، با آن كه دانا بود به آنچه در دل‌ها پنهان است و آنچه از نظرها غايب و محجوب است ، فرمود كه : من ، بشرى خلق خواهم كرد از گِل . پس چون خلقت او را تمام كنم و روح در او بدَمَم ، شما بيفتيد به سجدهء او . پس همهء ملائكه ، سجده كردند ، به غير از ابليس كه حميّت ، او را عارض شد و به آفرينش خود ، بر آدم افتخار كرد و از براى اصل خود بر او تعصّب ورزيد . پس دشمن خداى تعالى ، پيشواىِ متعصّبان و پيشواى متكبّران است كه اساس تعصّب را بر زمين گذاشت و در باب اداى تجبّر ، با خداى تعالى نزاع كرد و لباس عزّت‌طلبى را پيراهن خود كرد و قناع فروتنى را از سر خود برداشت . و آيا نمىبينند كه چگونه خداى تعالى « 3 » ، او را به سبب تكبّرش حقير ساخت و به بلندىاى كه در نظر داشت ، پستش گردانيد و در دنيا ، او را از درگاه خود ، رانده و دور ساخت و در آخرت ، آتش جهنّم [ را ] براى او مهيّا كرد ؟ و اگر خداى تعالى مىخواست كه حضرت آدم را از نورى خلق كند كه روشنى او چشم‌ها را خيره كند و حُسن او عقل‌ها را زيرْدست خود سازد و از بوى خوشى « 4 » بيافريند كه رايحهء او « 5 » ، دماغ‌ها را فرو گيرد ، هر آينه مىتوانست كرد و اگر چنين كرده بود « 6 » ، همگى ، اطاعت او را گردن مىنهادند « 7 » و بار امتحان و آزمايش در باب او بر ملائكه ، سبُك مىشد ؛ و ليكن خداى تعالى ، امتحان مىكند آفريدگان خود را به بعضى از چيزها كه اصل آن را ندانند ، از جهت آن كه ايشان را به اين امتحان ، از يكديگر امتياز دهد و تكبّر را از ايشان ، زايل سازد و خودبينى را از ايشان دور گردانَد . پس عبرت گيريد از آنچه خداى تعالى با شيطان كرد ؛ زيرا كه عمل طويل و سعىِ بسيار او را باطل كرد ، و چنان بود كه شيطان ، شش هزار سال عبادتِ خداى تعالى كرده بود از سال‌هاى دنيا يا

--> ( 1 ) . الف : « فرموده » . ( 2 ) . الف : « شود » . ( 3 ) . الف : - « با آن كه دانا بود به آنچه در دل‌ها پنهان است و آنچه از نظرها غايب و محجوب است ، فرمود كه : من ، بشرى خلق خواهم كرد از گِل . پس چون خلقت او را تمام كنم و روح در او بدَمَم ، شما بيفتيد به سجدهء او . پس همهء ملائكه ، سجده كردند ، به غير از ابليس كه حميّت ، او را عارض شد و به آفرينش خود ، بر آدم افتخار كرد و از براى اصل خود بر او تعصّب ورزيد . پس دشمن خداى تعالى ، پيشواىِ متعصّبان و پيشواى متكبّران است كه اساس تعصّب را بر زمين گذاشت و در باب اداى تجبّر ، با خداى تعالى نزاع كرد و لباس عزّت‌طلبى را پيراهن خود كرد و قناع فروتنى را از سر خود برداشت . و آيا نمىبينند كه چگونه خداى تعالى » . ( 4 ) . الف : « بويى خوش » . ( 5 ) . الف : « آن » . ( 6 ) . ج : « بودى » . ( 7 ) . الف : « همگى اطاعت مىكردند » .