سيد علاء الدين محمد گلستانه

340

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

وَالاهُ وَعادِ مَنْ عَادَاهُ » ، برخيزد و گواهى دهد . جمعى برخاستند و شهادت دادند و انس بن مالك ، آن جا حاضر بود ، [ امّا ] شهادت نداد . حضرت امير المؤمنين به او خطاب فرمود كه : تو آن جا حاضر بودى . چرا شهادت نمىدهى ؟ انَس گفت : من ، پير شده‌ام و آنچه فراموش كرده‌ام ، زياده از آنهاست « 1 » كه به خاطر دارم ! فرمود كه : اگر دروغ‌گويى ، خداى تعالى ، تو را به سفيدىاى مبتلا كند كه عمّامه [ هم ] كه بر سر مىگذارى ، آن را نپوشاند ! و بعد از آن ، خداى - عزَّ و جلَّ - او را به مرض بَرَص ، مبتلا ساخت . « 2 » بعد از آن گفته كه : اين قصّه را ابن قُتَيبه با آن كه به بغض و انحراف از امير المؤمنين عليه السلام مشهور است ، در كتاب معارف ذكر كرده . « 3 » مسلم و تِرمِذى و ابو داوود - كه از اصحاب صحاح عامّه‌اند - و حميدى ، صاحب جمع بين الصحيحين و ابن اثير ، صاحب جامع الاصول ، از زيد بن ارقم ، روايت كرده‌اند كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله بر سرايى كه آن را خُم مىگويند ، در ميان مكّه و مدينه ، خطبه‌اى در ميان اصحاب فرمود و حمد و ثنا فرمود و مردم را موعظه كرد و آخرت و عذاب الهى را به ياد ايشان آورد . بعد از آن فرمود كه : أيّها الناس ! من از جملهء افراد انسانم و نزديك است كه فرستادهء خداوند ، يعنى قابض ارواح ، نزد من آيد و من ، او را اجابت كنم . و من در ميان شما ، ثقلين را مىگذارم ، و اوّل آن دو ، كتاب الهى است كه نور و هدايت در آن جاست . پس احكامِ او را اخذ كنيد و دست به او زنيد . و در باب قرآن ، ترغيب و تحريص فرمود . بعد از آن فرمود : ديگر ، اهل بيت من است . خدا را به ياد شما مىآورم در بابِ اهل بيت خود . و در روايت تِرمِذى هست كه [ نيز فرمود ] : كتاب و عترت ، از يكديگر جدا نمىشوند تا وقتى كه بر سرِ حوض به من رسند . « 4 » و از اين جا ظاهر مىشود كه انكار كردن بعضى از متعصّبان عامّه ، اصل خطبهء غدير را ، از غايت جهل و تعصّب است . و از جملهء شواهد بطلان اين انكار ، آن كه فخر رازى - كه تعصّب ، بلكه دشمنى او با امير المؤمنين عليه السلام در كمال ظهور است - ، در تفسير آيهء « يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ

--> ( 1 ) . الف و ب : « آنها نيست » . ( 2 ) . شرح نهج البلاغة ، ج 4 ، ص 74 و ج 19 ، ص 217 . ( 3 ) . المعارف ، ابن قتيبه ، ص 580 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 19 ، ص 218 . ( 4 ) . صحيح مسلم ، ج 7 ، ص 123 ؛ سنن الترمذى ، ج 5 ، ص 329 ، ص 3876 .