سيد علاء الدين محمد گلستانه

326

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

بسيارى از مواضع ، حلال كردند . پس اين است اصل ثمره و فايدهء خواهش‌هاى ايشان . و منافع دنيوى و اغراض باطله كه در ضمن عمل به رأى و قياس ، منظور ايشان است ، فرعِ اين ثمره است . بدان كه اين كلام شريف ، صريح است در آن كه عمل به هوا و رأى و قياس ، جايز نيست . و هوا ، عبارت از خواهش و ميل نفس است ؛ يعنى عمل كردن به آنچه طبع ، مايل به آن باشد ، بى آن كه متابعتِ دليلى شرعى كند « 1 » . و رأى ، عبارت است از آنچه در نظر ، مُستَحسَن باشد ، بى دليلى شرعى . و قياس ، عبارت است از ادلّهء عقليه كه افادهء ظنّى كند ، بىآن كه مستند به دليلى شرعى باشند . و ظاهر اخبار ، آن است كه قياس ، منحصر نيست در الحاق حكم جزئى از جزئيات به جزئى ديگر ؛ بلكه اين معنى از جملهء جزئيات قياس است . و ظاهر آن است كه اختلاف علما در باب استنباط احكام از آيات و احاديث ، و فهميدن اخبار و جمع ميانه ادلّه‌اى كه به حَسَب ظاهر ، معارضه و منافاتى ميان ايشان باشد ، خصوصاً در زمان غيبت و حرمان از ادراك خدمت و سؤال از اهل بيت عصمت و طهارت - صلوات اللَّه عليهم أجمعين - ، داخل در عمل به رأى و قياس نباشد . و در زمان حضور ، ظاهر آن است كه عرصه ، تنگ‌تر باشد ، و در مواضع اشتباه ، توقّف بايد كرد تا امرى صريح ، ظاهر شود . [ حرمت عمل به رأى و قياس ] و در ابطال عمل به آرا و مقائيس « 2 » ، احاديثْ بسيار است . از آن جمله ، روايت كرده ابن بابويه رحمه الله در علل الشرائع ، از ابن شبرمه كه گفت : من و ابو حنيفه ، نزد حضرت امام جعفر صادق عليه السلام رفتيم . پس ابو حنيفه را مخاطب ساخته ، فرمود كه : از خداى تعالى بترس و در دين ، به رأى خود ، قياس مكن ؛ زيرا كه اوّلْ كسى كه قياس كرد ، شيطان بود . خداى - عزَّ و جلَّ - او را به سجدهء آدم عليه السلام امر فرمود . پس گفت : من بهترم از او ؛ زيرا كه مرا از آتش آفريده‌اى و آدم را از گِل خلق كرده‌اى . بعد از آن فرمود : خبر ده مرا كه از براى چه چيز ، خداى تعالى در چشم ، شورى قرار داده و در گوش ، تلخى ، و رطوبت در دو سوراخ بينى ، و عذوبت در آب دهن ؟ گفت : نمىدانم . حضرت فرمود : از براى آن كه چشم‌هاى آدمى ، از پيه خلق « 3 » شده و شورى در آنها براى آن مقرّر فرموده تا

--> ( 1 ) . ج : « كنند » . ( 2 ) . ج : « رأى و مقائيس » . ( 3 ) . ب و ج : « مخلوق » .