سيد علاء الدين محمد گلستانه
319
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
معنى تعجّب فرمود . آن مرد گفت كه : از حالِ اين تخم ، تعجّب فرمودى ؟ به حقّ آن كسى كه تو را به راستى به خلق فرستاده كه به من ، هرگز نقصانى نرسيده ! پس آن حضرت ، از جا برخاست و از طعام آن مرد ، هيچ نخورد و فرمود كه : بندهاى كه به او نقصان نمىرسد ، خداى تعالى ، او را از نظر مرحمت ، انداخته است . « 1 » و از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه شخصى به آن حضرت گفت كه : مغيره مىگويد كه مؤمن ، مبتلا به جُذام و بَرَص و چنين و چنين مرض نمىشود . فرمود كه : به تحقيق كه غافل است از مؤمن آل فرعون كه خداى تعالى در سورهء يس ياد كرده ؛ زيرا كه او مكنع بود ؛ يعنى انگشتانش خشك شده بود . بعد از آن ، حضرت ، انگشتان خود را بر گردانيد و فرمود كه : گويا من مىبينم انگشتان خشكيدهء او را . او نزد قوم خود آمد و ايشان را از عذاب الهى ترسانيد و روز ديگر ، معاودت نموده ، ايشان را تخويف كرد . پس او را بكُشتند . بعد از آن فرمود كه : مؤمن ، به همه بليّهاى مبتلا مىشود و به هر قِسم مُردنى مىميرد ؛ امّا خود را نمىكُشد . « 2 » و از عبد اللَّه بن ابى يعفور روايت كرده كه گفت : به خدمت حضرت امام جعفر صادق عليه السلام شكايت كردم از بيمارىهاى بسيار كه مىكشيدم . فرمود : اگر مؤمن بداند كه در مصيبتها چه قدر اجر دارد ، آرزو خواهد كرد كه او را به مِقراضها ريزهريزه كنند . « 3 » و در باب صبر ، قبل از اين ، بعضى احاديثْ مذكور شد . و از جملهء آنچه در اين باب وارد شده ، روايت كرده است محمّد بن يعقوب كلينى رضى الله عنه از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله كه فرمود : صبر بر سه قِسم است : يكى ، صبر در وقت مصيبت ؛ و يكى ، صبر بر طاعت ؛ و يكى صبر ، نگاه داشتن خود از معصيت . پس كسى كه صبر بر مصيبتى بكند و آن مصيبت را به تسلّى دادن خود « 4 » به وجهى نيكو از خود بگذراند ، خداى تعالى ، از براى او سيصد درجه مقرّر مىفرمايد كه از درجهاى تا درجهاى ، به قدر فاصِلهء آسمان و زمين باشد . و كسى كه بر طاعت صبر كند و مشقّت عبادت را بر خود قرار دهد ، خداى ، ششصد درجه از براى او مقرّر مىسازد كه از درجهاى تا درجهاى ، مثل فاصلهء قعر زمين تا منتهاى « 5 » عرش بوده باشد . و كسى كه در معصيتى صبر كند ، خداى تعالى ، نهصد درجه از براى او مقرّر مىفرمايد كه از درجهاى تا درجهاى ، به قدر فاصلهء قعر زمين تا منتهاى عرش
--> ( 1 ) . همان ، ص 256 ، ح 15 . ( 2 ) . همان ، ص 254 ، ح 12 . ( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 255 ، ح 15 . ( 4 ) . الف و ب : - « خود » . ( 5 ) . ب : - « منتهاى » .