سيد علاء الدين محمد گلستانه
289
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
تعالى ، وقتى است كه در سجده باشد و گريان باشد . « 1 » پنجم ، آن كه قبل از نزول بلاها دعا كند ، دعا را تأخير نكند تا وقتى كه كار ، تنگ شود ، چنانچه كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : كسى كه پيش از بلا دعا مىكند ، دعاى او در وقت بلا مستجاب مىشود ، و [ ملائكه ] مىگويند كه : « اين ، آوازى است كه مىشناسيم » ، و از آسمانها ممنوع نمىشود . و كسى كه پيشتر دعا نكند ، دعايش در وقت بلا مستجاب نمىشود و ملائكه مىگويند : « ما اين آواز را نمىشناسيم » . « 2 » و در حديث ديگر روايت كرده كه مىگويند : پيش از امروز ، كجا بودى ؟ « 3 » ششم ، آن كه تمجيد و ثنا بر خداى - عزَّ و جلَّ - و صلوات بر حضرت « 4 » پيغمبر صلى الله عليه و آله و اقرار به گناهان بكند ، پيش از دعا و بعد از آن ، مطلب را سؤال كند و ثناى الهى ، تحميد و تسبيح و تهليل و تكبير را شامل است . و احاديث كه دلالت بر امور مذكورْ مىكند ، بسيار است و بعضى از تمجيدات ، قبل از اين مذكور شد . و كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه در « كتاب حضرت امير المؤمنين » - صلوات اللَّه عليه - نوشته است كه : ثناى الهى ، قبل از دعاست . پس هر گاه خواهى كه دعا كنى ، تمجيد الهى بكن . و محمّد بن مسلم - كه راوى حديث است - مىگويد كه گفتم : چگونه تمجيد كنم ؟ فرمود كه « 5 » : بگو « يا مَنْ هُوَ أقْرَبُ إلَىَّ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ، يا فَعَّالًا لِما يُرِيدُ ، يا مَنْ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ ، يا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الأَعْلَى ، يا مَنْ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ ! » . « 6 » و تمجيدى طويلتر از اين نيز در « كتاب دعا » روايت كرده . و بهتر آن است كه ثناى الهى را به لفظ حمد و شكر و تسبيح و تهليل و تكبير ، همه قبل از دعا به جا آورد ؛ بلكه نعمتهاى الهى را كه به او عطا فرموده ، مجملًا و مفصّلًا ، ذكر كند . بعد از آن ، بر حضرت رسول صلى الله عليه و آله و بر اهل بيت آن حضرت - صلوات اللَّه عليهم أجمعين - صلوات بفرستد و صلوات بر آل را ترك نكند ؛ زيرا كه صلواتى كه مىفرستد ، ناقص خواهد بود و از جملهء ظلم بر اهل بيت عليهم السلام است ، چنانچه در احاديث ، وارد شده . « 7 »
--> ( 1 ) . همان ، ص 483 ، ح 10 . ( 2 ) . همان ، ص 472 ، ح 1 . ( 3 ) . همان ، ح 5 . ( 4 ) . الف و ب : - « حضرت » . ( 5 ) . ج : - « كه » . ( 6 ) . همان ، ص 484 ، ح 2 . ( 7 ) . همان ، ص 495 ، ح 21 .