سيد علاء الدين محمد گلستانه

230

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

اين نوع ضرر باشد ، چنين صورتى محلّ تأمّل است « 1 » و شايد كه حرمت ، ظاهرتر باشد و اولى آن است كه چندروزه بىدماغى را تحملّ كنند و ترك نمايند . و فوايد ترك ، چند چيز است : يكى ، احتراز از اتلاف مال ، و اگر كسى تأمّل نمايد ، آنچه صرف آن مىشود از جهت قيمت خود و اسباب و ادوات و سوختن و ضايع شدن فروش و مثل آن و مقرّرىِ خدمه‌اى كه به جهت تهيّه و ترتيب آن ، ضرور است ، خصوصاً جمعى را كه ميهمان بر ايشانْ بسيار وارد مىشود ، قدرى مُعتدٌ به مىشود ، و بر فقرا « 2 » و جمعى كه به زحمت و مشقّت ، قليلى كسب مىنمايند ، خرجى است عظيم . ديگر ، احتراز از تضييع اوقات و باز ماندن از عبادات و امور ضرورى ؛ زيرا كه بسيارى از مردم را خادمى كه تهيّهء اسباب كند ، نمىباشد ، سيّما طلبهء علم را ؛ و از اين جهت ، از شغل خود و عبادت ، باز مىمانند . و جمعى ، روزه داشتن سنّت را از جهت رغبت تام كه به آن دارند ، ترك مىنمايند . و از لوازم اعتياد و رغبت تام به هر امرى ، آن است كه اگر ميسّر و مهيّا باشد ، آدمى مشغول به آن باشد و اگر حاضرنباشد ، تشويش خاطر كه از جهت او آدمى مىباشد ، مانع از شغل‌هاى ديگر مىشود . ديگر ، اجتناب از معصيت الهى ؛ زيرا كه بسيارى از اوقات ، ترتيب اسباب آن به نحوى كه آدمى خواهد و طبيعتْ التذاذ تام يابد ، حاصل نمىشود و بسيارى از مردم « 3 » ، از اين جهت ، خدمه را ايذا مىكنند و دشنام مىدهند و بعضى فحش مىگويند و تعذيب مىنمايند ، و گاه باشد كه رتبهء خادم در درگاه الهى ، زياده از مخدوم باشد . و كسى كه معتاد به چنين چيزى نباشد ، از ارتكابِ اين معصيت و مشقّت جواب و بازخواستِ آخرت ، خلاص است . ديگر ، مستغنى بودن از خلق در بابِ فرمودن خدمت از آن جهت كه اكثر مردم را قيام به تهيّهء جميع اسباب اين امر ، به تنهايى ، ميّسر نيست و مخالف زىّ و عادت ايشان است و اگر بالفرض ، خودْ متكفّل جميع لوازم آن شوند ، از اكثر كارهاى دنيا و آخرت ، باز مىمانند و بسيارى از مردم ، معتادند به آن كه در جميع اوقاتِ فرصت ، به آن مشغول باشند « 4 » . و شكّى نيست در آن كه استغناى از مردم به قدر مقدور ، از جملهء مغتنمات است . و كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : جمعى از انصار به خدمت

--> ( 1 ) . الف : « باشد » . ( 2 ) . الف : - « قدرى معتدٌ به مىشود و بر فقرا » . ( 3 ) . ب : - « از مردم » . ( 4 ) . ب : « شوند » .