سيد علاء الدين محمد گلستانه
226
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
[ اسراف در خوراك و پوشاك و مسكن ] ديگر از اين حديث ، ظاهر مىشود كه جمع كردن ميانهء الوان بسيار در خوردنىها ، مخالف اقتصاد و ميانهروى باشد و مكتوبى كه حضرت امير المؤمنين عليه السلام به عثمان بن حنيف انصارى نوشته و غير آن از روايات هم ، اشعار به اين معنى دارد و بنا بر اين ، آنچه ميانهء جمعى از اهل دنيا و صاحبان ثروت شايع است كه در سفرهها الوان بسيارْ حاضر مىسازند ، ظاهر آن است كه از قبيل اسراف است و ببايد دانست كه اسراف ، به احوال مردم ، مختلف مىباشد و صرف نمودن قدرى از مال كه نسبت به حال مردى غنى از قبيل اسراف نباشد ، بلكه داخل اقتار باشد ، مىتواند بود كه نسبت به حال مردى فقير ، اسراف باشد . و كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : بسا فقيرى كه او اسراف كنندهتر از غنى است . به درستى كه غنى ، خرج مىكند از آنچه خداى تعالى به او داده ، و فقير ، خرج مىكند ، بىآن كه به او عطا شده باشد . « 1 » و از احاديث مذكوره ، ظاهر شد كه بسيارى از تكلّفات كه در خورشها و پوششها ميانهء اهل روزگارْ شايع است ، اسراف است و اكثرى آن است كه به سبب اين امور به قرض و پريشانى مبتلا مىشوند و با وجود پريشانى ، تركِ اسراف نمىكنند و مىگويند : مناسب زىّ امثال و اقران ما نيست بر خود تنگ گرفتن ! و هميشه نظر به حال جمعى مىكنند كه از جهت دنيا بر ايشان ، زيادتى دارند و مىخواهند از آنها كمتر نباشند ، و هرگز از تعب و آزار ، خلاص نمىشوند . و اگر نظر به حال جمعى كنند كه به حَسَب دنيا ، احوال ايشان زبونتر است ، بسيارى از دشوارىها آسان مىشود . و جمعى ، ملاحظهء صرفه در پوششها و غير آن ، كمتر مىكنند و گمان مىكنند كه رعايت صرفه كردن ، از جملهء عيوب و داخل بخل و امساك است و كسى را كه جامهء بىثبات نپوشد و به طور ايشان سلوك نكند ، خسيس الطبع مىشمارند ، و اين ، معنى « 2 » محض سفاهت و تضييع مال است بىفايده . و جمعى ، مضايقه نكردن در خريدن چيزهاى گران را داخلِ همّت حساب مىكنند ، و اين ، نوع ديگر است از سفاهت . و ابن بابويه رحمه الله در من لا يحضره الفقيه ، روايت كرده كه حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : با مشترى ، مضايقه و گفتگو بكن ، هرچند قيمت بسيار دهد ؛ زيرا كه كسى كه مغبون مىشود در خريدن يا فروختن ، نه محمود است و نه مأجور . « 3 » يعنى ، نه مستحقّ تحسين مىشود در دنيا ، و نه مستوجب ثواب مىشود در آخرت .
--> ( 1 ) . همان ، ص 55 ، ح 4 . ( 2 ) . الف : - « معنى » . ( 3 ) . كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 197 ، ح 3742 .