سيد علاء الدين محمد گلستانه
217
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
نفع مىبردهايد . « 1 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : جمعى از آنها كه به حضرت موسى عليه السلام ايمان آورده بودند ، با خود گفتند كه : به لشكر فرعون مىرويم و در آن جا مىباشيم و از دنياى او انتفاع مىبريم و بعد از آن كه حضرت موسى عليه السلام بر فرعون غالب شود ، چنانچه ما اميد داريم « 2 » ، به طرف او مىآييم . پس چون حضرت موسى عليه السلام و جمعى كه با آن حضرت بودند ، از فرعون گريختند ، آن جماعتْ سوار شده ، به تعجيل روانه شدند از براى آن كه به حضرت موسى ملحق شوند و در لشكر او باشند . پس خداى - عزَّ و جلَّ - فرشتهاى فرستاد تا بر روى چهارپايان ايشان زده ، ايشان را به لشكر فرعون برگردانيد و از جملهء آن جماعتى بودند كه با فرعون ، غرق شدند . « 3 » و كلينى و شيخ طوسى - رضى اللَّه عنهما - از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت نمودهاند كه فرمود : از خداى تعالى بپرهيزيد و بميرانيد نفس خود را يا محافظت كنيد دين خود را به وَرَع و پرهيزگارى ، و دين خود را تقويت كنيد به تقيّه و بىنيازى به فضل الهى از آن كه طلب حوائج از صاحبْسلطنتى كنيد . به درستى كه كسى كه فروتنى كند پيش صاحبْسلطنتى يا پيش مخالفِ مذهبى از براى طلب چيزى كه در دست او باشد ، خداى تعالى ، او را پست و گمنام مىسازد و دشمن مىدارد و او را به خودش وا مىگذارد . پس اگر چيزى دنيوى از آن شخص به او رسد ، خداى تعالى ، بركت را از آن سلب مىكند و او را ثواب نمىدهد بر آنچه در حج و بنده آزاد كردن و وجوه بِرّ صرف نمايد . « 4 » و از على ابن حمزه روايت كردهاند كه گفت : مرا دوستى بود از نويسندگان بنى اميّه . به من گفت كه از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام رخصت بگير تا من به خدمت آن حضرت آيم . من ، رخصت گرفتم . پس چون به خدمت آن حضرت آمد ، سلام كرد و نشست و گفت : فداى تو شوم ! سخنى مىخواهم بگويم . به درستى كه من در ديوان اين جماعت ( يعنى بنى اميّه ) بودم و از دنياى ايشان ، مال بسيارى به دست من آمده و در راه تحصيل آن اموال ، اغماض كرده ، ملاحظهء حلال و حرام نكردهام . حضرت فرمود كه : اگر بنى اميّه ، جمعى را نمىداشتند كه به جهت ايشان ، نويسندگى كنند و غنيمت جمع كنند و با دشمنان ايشان ، جنگ كنند و به جماعت ايشان ، حاضر شوند ، هر آينه نمىتوانستند كه حقّ ما را غصب كنند ، و اگر مردم ، ايشان را به آنچه داشتند ، باز مىگذاشتند ، به
--> ( 1 ) . الكافى ، ج 5 ، ص 109 ، ح 13 . ( 2 ) . الف : « اميدواريم » . ( 3 ) . همان ، ص 109 ، ح 13 . ( 4 ) . همان ، ص 105 و 106 ، ح 3 .