سيد علاء الدين محمد گلستانه
205
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
و مارقين ، خوارج نهروان هستند كه از دين بيرون رفتند ، چنانچه تير از نشانه بيرون جَهَد ، و « مروق » ، عبارت از آن است . و اين حديث را عامّه و خاصّه ، همگى روايت نمودهاند و كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه : هر كسى كه با امامى غَدْر كند ، روز قيامتْ حاضر مىشود و كُنجِ لب او كج شده خواهد بود تا به جهنّم رود ، و هر كس كه بيعت امامى را نَكْث كند ، با جُذام مبعوث شده ، به جهنّم خواهد رفت . « 1 » [ شكستن پيمان ديگران ] و امّا نقضِ عهدى كه كسى با كسى بسته باشد و آن ، معنى غَدْر است ، پس كلينى رحمه الله روايت كرده كه حضرت امير المؤمنين عليه السلام در اثناى خطبهاى فرمود كه : يا ايّها الناس ! اگر نه آن بود كه غَدْر بد مىبود ، هر آينه ، من از جملهء جماعتى بودم كه به حيله و تدبير ، كارها را بهتر از ديگران به راه مىبرند ؛ و ليكن هر غدر و بىوفايىاى را فجورى لازم است ، و هر فجورى را كفرى يا كفرانى لازم است ، و به تحقيق كه غَدر و فجور و خيانت ، در آتش جهنّماند . « 2 » و سيّد رضى - رضى اللَّه عنه - ، اين كلام را در كتاب نهج البلاغة ، ذكر كرده و روايت او بر اين زياده اشتمال دارد كه : هر صاحب غَدرى را لَوايى ، يعنى عَلَمى هست كه در روز قيامت ، او را به آن علامت ، مردم خواهند شناخت . « 3 » [ بيست و هفتم : قطع رحم ] بيست و هفتم از جملهء كبائر - چنان كه از حديث حضرت عبد العظيم ظاهر مىشود - ، قطعِ رَحِم است و حضرت امام جعفر صادق عليه السلام به آيهاى كه در باب نقض عهد مذكور شد ، استدلال فرموده بر آن كه قطعِ رحِم ، از جملهءكبائر است و از آن استدلال ، ظاهر مىشود كه مراد از « ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ » « 4 » كه در آيه واقع شده ، صِلهء رحِم است يا امرى كه اعمّ از صِلهء رحِم باشد . و بر اين معنى دلالت مىكند آنچه كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه از پدر خود روايت فرمود كه : حضرت على بن الحسين عليهم السلام به من وصيّت فرمود كه : يا بُنَىَّ ! ملاحظه كن پنج كس را كه با ايشان ، مصاحبت نكنى و با ايشان ، سخن نگويى و در هيچ راهى با ايشان ، همراه نباشى . گفتم :
--> ( 1 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 337 ، ح 2 . ( 2 ) . همان ، ص 338 ، ح 6 . ( 3 ) . نهج البلاغة ، ج 2 ، ص 180 ، خطبهء 200 . ( 4 ) . بقره ، آيهء 27 .