سيد علاء الدين محمد گلستانه

167

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

قاب و گردو . پرسيدند كه : « انصاب » ، كدام است ؟ « 1 » فرمود كه : آنچه از براى بتان خود ، ذبح كنند . گفتند : ازلام ، كدام است ؟ فرمود كه : تيرهايى است كه ذبيحه را به آن ، قسمت مىكردند تا به آن ، قسمت خود را معلوم مىكردند . « 2 » و در تفسير ازلام ، اختلاف كرده‌اند . بعضى گفته‌اند كه ازلام ، ده تير بوده ، بى پر كه هر كدام ، نامى داشته ، به اين ترتيب : فَذّ و تَوأَم و رَقيب و حِلس و نافس و مُسْبل و مُعَلّى ، و اوّلين ، يك حِصّه داشته و دومين ، دو حِصّه و همچنين تا معلّى ، كه هفتمين و صاحب هفت حِصّه است و سه تير ديگر كه منيح و سفيح و وغد باشد ، حِصّه نداشته و ميان عرب ، شايع بوده كه شترى مىخريده‌اند و اين تيرها را كه هر كدام از هفت اوّل مقدار حِصّه نوشته شده بوده ، به ترتيب ، و سه تير آخر كه بر آنها چيزى ننوشته بوده‌اند ، همه را در كيسه مىكرده و بر هم مىزده‌اند و به شخصى مىداده‌اند كه يك‌ْيك از آنها را بيرون آرد و هر كدام را به يكى از جملهء ده كس كه همه اين بازى مىكرده‌اند ، بدهد و بعد از آن كه قسمت مىشده ، آن جماعت كه تيرهاى آخر - كه مذكور شد كه نصيب نداشته - به ايشان افتاده ، چيزى از آن شتر به ايشان نمىداده‌اند و قيمت شتر را از ايشان مىگرفته‌اند ؛ و آن هفت كس كه هفت تيرِ اوّل به دست ايشان مىآمده ، شتر را ميان خود ، به قدر حِصّهء تيرها قسمت مىكرده‌اند . پس كسى كه تير اوّل كه فَذّ نام دارد ، به او مىرسيده ، يك حصّه مىبرده و صاحب توأم ، دو حصّه و صاحب رقيب ، سه حصّه و همچنين تا صاحب معلّى كه هفت حصّه مىبرده . و كسى كه چيزى عظيم نصيب او مىشده ، مىگفته‌اند : « فَاذَ بِالْقِدْحِ الْمُعَلّى » ؛ يعنى : آن تير به دستش آمد كه نصيبش از همه بيشتر است . و ازْلام به اين معنى ، نوعى از قمار است و آن را علىحده ذكر كردن مىتواند بود كه از جهت آن باشد كه شيوعش در ميان عرب ، زياده از باقىِ انواع قمار بوده و با وجود آن كه از قِسم قمار است ، شترى را كه مىكُشته‌اند ، به غير وجه مشروع ، ذبح مىشده و ذبح بر آن وجه ، منهى عنه و مخالف رضاى الهى است . و بعضى گفته‌اند كه ازْلام ، سه تير بوده كه بر يكى نوشته بوده كه : « أَمَرَنى رَبّىِ » ، يعنى : خداى من ، مرا امر فرموده . و بر يكى نوشته بوده كه : « نَهَانى رَبِّى » ، يعنى : خداوند من ، مرا نهى فرموده . و بر يكى چيزى ننوشته بوده‌اند و چون ارادهء كارى داشته‌اند ، تيرها را در كيسه كرده ،

--> ( 1 ) . الف : - « حضرت فرمود كه : هر چيز [ كه در آن بر ] بُرد و باخت بازى مىكنند ، حتّى قاب و گردو . پرسيدند كه : انصاب ، كدام است ؟ » . ( 2 ) . الكافى ، ج 5 ، ص 123 ، ح 2 ؛ تهذيب الأحكام ، ج 6 ، ص 371 ، ح 196 .