سيد علاء الدين محمد گلستانه

140

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه : دروغ بر خداى - عزَّ و جلَّ - و بر حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و بر اوصيا عليهم السلام از جملهء كبائر است . « 1 » و كلينى رحمه الله از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : دروغ بر رسول خدا صلى الله عليه و آله ، از جملهء كبائر است « 2 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود كه در پيش آن حضرت ، مذكور شد كه حايك ( يعنى جولاه « 3 » ) ملعون است . فرمود كه : حايكى كه ملعون است ، كسى است كه دروغ بر خدا و رسول صلى الله عليه و آله مىبافد . « 4 » و از ابو بصير روايت كرده كه گفت : شنيدم از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : دروغ ، روزه را باطل مىكند . گفتم : كدام‌يك از ما هست كه از او دروغ ، سر نزند ؟ فرمود كه : چنان نيست كه تو فهميدى . دروغى كه مُبطل روزه است ، دروغ بر خدا و رسول و ائمه عليهم السلام است . « 5 » و از جملهء دروغ‌هاى بسيار بد ، گواهى دروغ و كتمان شهادت است . و ابن بابويه رحمه الله در فقيه ، از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله روايت كرده كه فرمود : تمام نمىشود سخن گواهى كه به دروغ ، پيش حاكم شهادت مىدهد تا وقتى كه جاى خود را در جهنّم ، مهيّا ساخته باشد و همچنين كسى كه گواهى خود را پنهان كند . « 6 » و از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه : هيچ مردى نيست كه گواهى بر مردى مسلمان بدهد از براى مالى كه از او گرفته شود ، مگر آن كه خداى تعالى ، در همان جا يا در عوض اين گواهى كه داده ، نوشته‌اى بنويسد براى او كه به جهنّمش برند . « 7 » و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود كه : گواهان دروغ را تازيانه مىزنند و قدر مقرّرى ندارد و اختيار تعيين قدر ، با امام است و ايشان را در ميان مردم مىگردانند . « 8 » و از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه : كسى كه گواهى اى را پنهان كند يا گواهى اى بدهد از براى آن كه خون مسلمانى ضايع شود يا نقصان مالى به مسلمانى برسد ، در روز قيامت كه حاضر مىشود ، تاريكى در روى او خواهد بود ، آن قدر كه چشم ، كار كند ؛ يعنى در نهايتِ تاريكى خواهد بود يا آن كه تاريكى و ظلمت او به قدر چشم كار

--> ( 1 ) . كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 568 ، ح 4942 ؛ ثواب الأعمال ، ص 268 . ( 2 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 339 ، ح 5 . ( 3 ) . جولاه : يعنى بافنده و كسى كه شغل او بافندگى است . ( 4 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 340 ، ح 10 . ( 5 ) . همان ، ح 9 . ( 6 ) . كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 60 ، ح 3337 . ( 7 ) . همان ، ص 61 ، ح 3338 . ( 8 ) . همان ، ص 59 ، ح 3332 .