سيد علاء الدين محمد گلستانه

121

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

بودى ، اين نوع سلوك با من نمىكردى . چون شد كه تا مسلمان شدى و به سفر رفتى ، سلوك خود را تغيير دادى ؟ گفتم : شخصى از اولاد پيغمبر صلى الله عليه و آله مرا فرموده كه به اين روش ، سلوك كنم . فرمود : اين شخص ، پيغمبر است ؟ گفتم : نه ؛ بلكه فرزند پيغمبر است . گفت : اى پسر ! اين شخص ، پيغمبر خواهد بود ؛ زيرا كه آنچه فرموده ، وصيّت پيغمبران است . گفتم : بعد از پيغمبر ما صلى الله عليه و آله پيغمبرى ديگر نمىباشد ؛ امّا او فرزند پيغمبر است . گفت : اى پسر ! دين تو بهترينِ دين‌هاست . آن را تعليمِ من كن . من ، طريقهء اسلام ، تعليم او كردم . پس او مسلمان شد و نماز به يادِ او دادم . نماز ظهر و عصر ، و نماز شام و خفتن به جا آورد و در آن شب ، او را آزارى عارض شد . مرا طلبيد و گفت : آنچه تعليمِ من كردى ، بار ديگر بگو . مرتبهء ديگر گفتم . به اسلام ، اقرار نمود و در آن شب بمُرد . پس روز شد . مسلمانان ، او را غسل دادند و من ، نماز بر او كردم و او را خود ، در قبر گذاشتم . « 1 » و از عمّار بن حيّان روايت كرده كه گفت : خبر دادم حضرت امام صادق عليه السلام را به آن كه اسماعيل ، پسرم ، با من احسان مىكند . حضرت فرمود كه : به تحقيق كه من ، او را دوست مىداشتم و الحال ، محبّت من به او زياده شد . به درستى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله خواهر [ ى ] رضاعى داشت . به خدمت آن حضرت آمد . چون او را بديد ، خوش‌حال شد و جامه‌اى كه بردوش مىگرفت ، پهن كرد و او را بر بالاى آن جامه نشانيد و با او شروع در گفتگو كرد و بر روىِ او مىخنديد . بعد از آن كه او از خدمت حضرت ، بيرون رفت ، برادر او آمد . آن حضرت ، به نوعى كه با آن خواهر ملاطفت مىفرمود ، با برادر به جاى نياورد . پس كسى پرسيد كه : يا رسول اللَّه ! آن نوع سلوك كه با خواهر كرديد با برادر نكرديد ، با وجود آن كه مرد است ؟ ! فرمود : از براى آن كه خواهر [ م ] با پدر و مادر [ خود ] ، بهتر سلوك مىكند . « 2 » و از امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه : سه چيز است كه خداى تعالى ، براى هيچ كس در آنها رخصتى قرار نداده : يكى اداى امانت ، خواه نسبت به خوبان و خواه نسبت به بدان ؛ ديگر ، وفا كردن به عهد ، خواه با خوب و خواه با بد ؛ ديگر ، نيكى و احسان به پدر و مادر ، خواه خوب باشند و خواه بد . « 3 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : بسا باشد كه فرزندى موصوف به صفتِ احسان به پدر و مادر باشد در ايّام حيات ايشان ، و بعد از آن كه بميرند ، قرض ايشان را پس ندهد و طلب آمرزش

--> ( 1 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 160 - 161 ، ح 11 . ( 2 ) . همان ، ص 162 ، ح 12 . ( 3 ) . همان ، ص 162 ، ح 15 .