سيد علاء الدين محمد گلستانه
110
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
و احتمال ديگر - چنانچه از بعضى احاديث ظاهر مىشود - ، آن است كه خوف و رجا ، عبارت از اميد و ترسِ صادق است و قنوط و اغترار ، به معنى اميد و ترس كاذب است ؛ يعنى اگر از ترس آثار و علاماتْ ظاهر شود و موجب اجتناب از قبايح شود ، صاحبش در دعوى خوف ، صادق خواهد بود و معنى خوف در حال او محقَّق خواهد ، و اگر چنين نباشد ، دعوىاش دروغ و خوفش بى اصل خواهد بود . چنانچه اگر كسى دعوى كند كه : « من از شير مىترسم » يا « از خودن زهر قاتل ، انديشه دارم » و بعد آن كه شير يا كاسهء زهر حاضر شود ، بىباكانه با شير بازى كند و بر او سوار شود و بىتابانه از شربتِ زهر ، نوش نمايد ، همهء عقلا حكم مىكنند به آن كه در دعوى خوف ، كاذب است و اصلًا از اين دو چيز نمىترسد . و اگر وقتى كه نظرش بر شير افتد ، گريزد و اگر او را به تكليف خواهند به او نزديك سازند ، ابا و امتناع نمايد و بعد از ديدن كاسهء زهر ، آثار تنفّرِ طبيعت از او ظاهر و هويدا باشد ، تصديقش مىنمايند و خائفش مىنامند . و در باب اميد ، اگر كسى دعوىاش مقارن شواهد و آثار باشد « 1 » ، مثل آن كه گويد : « از پادشاه ، اميد جايزه و عطا دارم » و « از مزروع خود ، اميد حاصل » يا « از تجارت [ خود ] ، توقّع نفع دارم » ، و به مراسم خدمت پادشاه ، چنانچه دَأب چاكران و طالبانِ قرب و عطاست ، قيام نمايد و لوازمِ تربيت مزروع را از آب دادن به وقت و حفظ از مخرّب و ساير مفسدات و آنچه معهود ميانهء زارعان است ، به جا آورد ، و در تجارت ، به قانون تجّار عمل نمايد ، صاحب اميد و صادقش مىدانند و اگر چنين نباشد ، دروغگو و مأيوسش مىخوانند . پس كسى كه دعوىِ خوف از عذاب اليم و اميد به فضل عميم نمايد ، چگونه با ارتكاب مناهى و قبايح ، و اعراض از لوازم بندگى و ترك عبادات ، صادق تواند بود و عاقلى ، اطلاق لفظ « راجى » و « خائف » بر او خواهد نمود ؟ ! و اين معنى از كلام حضرت امير المؤمنين على عليه السلام كه در باب دروغ مذكور شد ، ظاهر بود . و كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه به آن حضرت گفتند كه : جمعى از شيعيان شما ، مرتكب معاصى مىشوند و مىگويند كه : ما اميد داريم . فرمود كه : دروغ مىگويند . اين جماعت ، شيعهء ما نيستند . اين طايفه ، تابع آرزوهاى خودند . كسى كه اميد چيزى مىدارد ، در تحصيل آن سعى مىكند ، و كسى كه از چيزى مىترسد ، از آن مىگريزد . « 2 » و قريب به اين مضمون ، حديثى ديگر روايت كرده .
--> ( 1 ) . الف : - « تصديقش مىنمايند و خائفش مىنامند . و در باب اميد ، اگر كسى دعوىاش مقارن شواهد و آثار باشد » . ( 2 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 68 و 69 ، ح 6 .