ملا خليل بن غازي القزويني
38
صافى در شرح كافى (فارسى)
عَنْهُمْ وَأَرْسَلَ إِلَيْهِمُ الرُّسُلَ ؟ وَلَوْ بَاشَرَهُمْ بِنَفْسِهِ ، كَانَ أَقْرَبَ إِلَى الْإِيمَانِ بِهِ ؟ شرح : ابن ابى العوجاء گفت كه : پس غنيمت شمردم اين كلمه را از او ؛ چه اكتفا به بودنِ كردگارِ به تدبير نكرد ؛ بلكه دعوى تكليف و بازگشت و ثواب و عقاب نيز كرد . پس گفتم او را : چه چيز منع كرده آن مستحقّ عبادت را - اگر كار چنان است كه اهل طواف مىگويند كه : تكليف و بازگشت و ثواب و عقاب هست - از اين كه ظاهر شود او براى مخلوقين خود و خواند ايشان را سوى پرستش خود تا اختلاف نكنند از آن مخلوقين ، دو مكلّف با هم و همه قائل شوند كه : تكليف و بازگشت و ثواب و عقاب از جانب كردگارِ به تدبير هست ؟ و چرا در پرده شده از ايشان و فرستاده سوى ايشان رسولان را ؟ و اگر ظاهر مىشد ، به خودىِ خود مىبود نزديكتر به گرويدنِ مردمان به او . مخفى نماند كه مخالفان ، اين سخن را از زنادقه ياد گرفتهاند و مىگويند : اگر على عليه السلام امام بىواسطه مىبود از جانب خدا و رسول ، چرا در محكمات قرآن ، صريح نشده امامت او ؟ و غافل شدهاند از اين همه محكمات كه امّ الكتاب است و در آنها تصريح به نهى از اختلاف از روى ظن هست : « وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ » « 1 » . اصل : فَقَالَ لِي : « وَيْلَكَ ، وَكَيْفَ احْتَجَبَ عَنْكَ مَنْ أَرَاكَ قُدْرَتَهُ فِي نَفْسِكَ ؟ ! نُشُوءَكَ وَلَمْ تَكُنْ ، وَكِبَرَكَ بَعْدَ صِغَرِكَ ، وَقُوَّتَكَ بَعْدَ ضَعْفِكَ ، وَضَعْفَكَ بَعْدَ قُوَّتِكَ » . شرح : حاصل جواب ، اين است كه : اگر مراد به ظاهر شدن ، ديده شدن است ، جواب ، آن است كه خالق اجسام ، جسم نيست تا ديده شود . و اگر مراد ، نصب دليل است بر هستىِ خود ، جواب ، آن است كه نصب ادلّهء بسيار شده ، به حيثيتى كه اختلافى كه مكلّفان مىكنند ، از روى مكابره است و زياده از اين ، لازم نيست . پس نمىتوان گفت كه : چرا با هر مكلّف ، چنان نمىكند كه با موسى كرد در وقت نداى « إِنِّي أَنَا اللَّهُ » « 2 » از جانب درخت و آتش . و مثل اين مىگوييم در باب ارسال رسل به معجزات و تعيين ائمّه به محكمات .
--> ( 1 ) . زخرف ( 43 ) : 4 . ( 2 ) . قصص ( 28 ) : 30 .