ملا خليل بن غازي القزويني
457
صافى در شرح كافى (فارسى)
كرده ، قبولِ حديث او نمىكردند . و اگر مىدانست خودش كه غلط كرده ، هر آيينه ترك آن حديث مىكرد . اصل : « وَرَجُلٍ ثَالِثٍ سَمِعَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله شَيْئاً أَمَرَ بِهِ ثُمَّ نَهى عَنْهُ وَهُوَ لَا يَعْلَمُ ، أَوْ سَمِعَهُ يَنْهى عَنْ شَيْءٍ ثُمَّ أَمَرَ بِهِ وَهُوَ لَايَعْلَمُ ، فَحَفِظَ مَنْسُوخَهُ وَلَمْ يَحْفَظِ النَّاسِخَ ، فَلَوْ عَلِمَ هُوَ أَنَّهُ مَنْسُوخٌ لَرَفَضَهُ ، وَلَوْ عَلِمَ الْمُسْلِمُونَ - إِذْ سَمِعُوهُ مِنْهُ - أَنَّهُ مَنْسُوخٌ لَرَفَضُوهُ » . شرح : و قِسم سومِ راوىِ حديث رسول اللَّه صلى الله عليه و آله مردى است كه شنيد از رسول اللَّه صلى الله عليه و آله چيزى را كه امر كرد به آن چيز و بعد از شنيدن او ، نهى كرد از آن چيز و او نمىداند آن نهى را ، يا شنيد از رسول اللَّه صلى الله عليه و آله كه نهى كرد از چيزى و بعد از شنيدن او ، امر كرد به آن و او نمىداند آن امر را . پس نگاه داشته بر طرف شدهء حديث را و ندانسته بر طرف كننده را . پس اگر مىدانست خودش كه آن حديث ، بر طرف شده است ، هر آينه ترك مىكرد آن را . و اگر مىدانستند مسلمانان وقتى كه شنيدند آن حديث را از او كه بر طرف شده است ، هر آينه ترك مىكردند آن را . اصل : « وَآخَرَ رَابِعٍ لَمْ يَكْذِبْ عَلى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله ، مُبْغِضٍ لِلْكَذِبِ ؛ خَوْفاً مِنَ اللَّهِ تَعَالى وَتَعْظِيماً لِرَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله ، لَمْ يَنْسَهُ ، بَلْ حَفِظَ مَا سَمِعَ عَلى وَجْهِهِ ، فَجَاءَ بِهِ كَمَا سَمِعَ ، لَمْ يَزِدْ فِيهِ وَلَمْ يَنْقُصْ مِنْهُ ، وَعَلِمَ النَّاسِخَ مِنَ الْمَنْسُوخِ ، فَعَمِلَ بِالنَّاسِخِ وَرَفَضَ الْمَنْسُوخَ » . شرح : و قِسم ديگر راوىِ حديث رسول اللَّه صلى الله عليه و آله كه قسم چهارم است ، دروغ نبسته بر رسول اللَّه صلى الله عليه و آله . دشمن مىدارد دروغ را از ترس اللَّه تعالى و از بزرگ داشتن رسولش صلى الله عليه و آله . فراموش نكرده چيزى را ؛ بلكه نگاه داشته آنچه را كه شنيده از رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ، چنانچه بايد . پس نقل كرده آن را چنانچه شنيده . زياد نكرده در آن چيزى و كم نكرده از آن چيزى و تميز كرده حديث بر طرف كننده را از حديث بر طرف شده . پس عمل كرده به بر طرف كننده و ترك كرده بر طرف شده را .