ملا خليل بن غازي القزويني
399
صافى در شرح كافى (فارسى)
و گرفتهاند براى خود ، علماى خود را و رياضتكشان خود را خدايان ، غير اللَّه تعالى . پس گفت امام در بيانِ اين كه اين شرك ، پيروىِ ظن علما و رياضتكشان است ، نه چيزى ديگر كه : آگاه باش ! به خدا قسم كه علما و رياضتكشان نخواندند ايشان را سوى پرستشِ صريح خود و اگر مىخواندند ايشان را سوى پرستشِ صريح ، قبول نمىكردند ، و ليك علما و رياضتكشان ، عمداً حلال كردند براى ايشان حرامى را ، مثل تقليد اهل ظن . و حرام كردند بر ايشان حلالى را ، مثل سؤالِ « اهل الذكر معصومين » و عمل به قول ايشان در جواز اخذ به هر كدام از روايات مختلفه در عبادات از باب تسليم ، نه از باب ترجيح ؛ يا مراد ، اين است كه : به فتواى از روى ظن ، حلال كردند براى ايشان حرامى را ، چنانچه متعارفِ علماى پيرو ظن است و حرام كردند بر ايشان حلالى را ، چنانچه متعارف رياضتكشان است . پس ايشان عمل به آن كردند و پرستش ايشان كردند از راهى كه نمىدانستند كه آن ، پرستش ايشان است ؛ چه معنى پرستش ، عظيم شمردن چيزى است بىرخصتِ بزرگتر از آن چيز در آن عظيم شمردن . و حجّت الهى بر ايشان تمام شده در محكمات كتاب الهى و غير آنها كه اختلاف از روى ظن جايز نيست و فرستادنِ رسولان ، براى نهى از آن است . [ حديث ] دوم اصل : [ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ ، عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهَمَذَانِيِّ ] عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُبَيْدَةَ ، قَالَ : قَالَ لِي أَبُو الْحَسَنِ عليه السلام : « يَا مُحَمَّدُ ، أَنْتُمْ أَشَدُّ تَقْلِيداً أَمِ الْمُرْجِئَةُ ؟ » قُلْتُ : قَلَّدْنَا وَقَلَّدُوا ، فَقَالَ : « لَمْ أَسْأَلْكَ عَنْ هذَا » . فَلَمْ يَكُنْ عِنْدِي جَوَابٌ أَكْثَرُ مِنَ الْجَوَابِ الْأَوَّلِ ، فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ عليه السلام : « إِنَّ الْمُرْجِئَةَ نَصَبَتْ رَجُلًا لَمْ تَفْرِضْ طَاعَتَهُ وَقَلَّدُوهُ ، وَأَنْتُمْ نَصَبْتُمْ رَجُلًا وَفَرَّضْتُمْ طَاعَتَهُ ثُمَّ لَمْ تُقَلِّدُوهُ ، فَهُمْ أَشَدُّ مِنْكُمْ تَقْلِيداً » . شرح : الْإِرْجَاء : تأخير چيزى ؛ و مراد اين جا ، به مُرجِئه ( به ضمّ ميم و سكون راء بىنقطه و كسر جيم و همزه ) جمعىاند كه تأخير كردهاند امامت امير المؤمنين را و او را امام چهارم مىشمرند .