ملا خليل بن غازي القزويني

386

صافى در شرح كافى (فارسى)

بَعَثَ اللَّهُ نُوحاً ، فَلْيَذْهَبِ الْحَسَنُ يَمِيناً وَشِمَالًا ، فَوَ اللَّهِ مَا يُوجَدُ الْعِلْمُ إِلَّا هاهُنَا » . شرح : بِصْري « 1 » ( به كسر باء يك‌نقطه و سكون صاد بىنقطه ) منسوب است به بَصْره ( به فتح باء ) . توهّم حسن بصرى ناشى شده از نفهميدن آيت سورهء بقره : « إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ » . « 2 » و بعد از او جمعى ديگر شريك او شده‌اند در اين توهّم و غافل شده‌اند از اين كه پنهان كردن ، دو قسم است : اوّل ، آنچه از روى هوا و هوس و تأويل يا تخصيص نامعقول است . دوم ، آنچه از ترس ظالمان است . و مراد در آيت ، قسم اوّل است . و « بيّنات » به معنى محكمات ناهيه از پيروى ظن و از اختلاف از روى ظن است . و « هُدى » به معنى امام عالم به جميع متشابهات و مشكلات است . پس « وَ الهُدى » عطف بر « مَا أنزَلْنا » است و ضمير « بيّنّاه » راجع به « هُدى » است كه امامت او صريح است در آن . « بَيَّنَّاهُ « 3 » لِلنَّاس » اشارت است به اين كه در معنىِ آن محكمات و دلالت آنها بر « هُدى » اشتباهى نيست اصلًا . پس هر كه تأويل يا تخصيص آنها كند ، عناد كرده و به محض زبان گفته ، براى اين كه مرجع شود در فتوا و قضا ، موافق آيت سورهء نحل : « وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لا يُفْلِحُونَ » ، « 4 » چنانچه مذكور شد در شرح حديث پنجمِ اين باب . بدان كه رَوافض مىگويند كه : هر كه تأمّل از روى انصاف در اين آيت كند ، مىداند كه مُقدّم روافض كيست و عاقبت حال نواصب چيست . شايد كه تخصيص ذكر نوح براى اين باشد كه اوّلْ اولوا العزم است ، و لهذا اوّل كسى كه در قيامت مسئول

--> ( 1 ) . در منابع ، « بَصْرى » ( به فتح باء ) ذكر شده است نه به كسر باء ر . ك : الأنساب ، سمعانى ، ص 363 ، باب الباء والصاد . ( 2 ) . بقره ( 2 ) : 159 . ( 3 ) . « ظ » : بيّنات . ( 4 ) . نحل ( 16 ) : 116 .