الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
مقدمه 80
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
كند ، و اگر وحى آيد به منع تصرف ممتنع گردد . و اگر تخيير كرده شود ميان تصرف و ترك تصرف ، اختيار ترك تصرف كند . پس ظاهر شود به مقام عبوديّت ، و تصرف را به حضرت حق باز گذارد از براى تأدّب به آداب عبوديّت و ملازمت آنچه ذات او اقتضاء مىكند از عجز و ضعف ، مگر كه مخيّر ناقص المعرفة باشد پس تصرف كند و طريق تأدّب بين يدى اللَّه را مسلوك ندارد و به واسطهء آنكه نداند كه وصف ذاتى او ضعف و فقر و مسكنت و عجز است و وقوف نزد ذاتيّات اشرف و اعلى است . و ملاحظهء اين معنى نكند كه تخيّر در حق او شايد كه ابتلاء من اللَّه باشد ، امّا چون عارف كامل مىداند كه تأثير و تصرف بنده را عارضى است و ذاتى حق است و مخصوص به حضرت او پس هر گاه كه تصرف كند در عالم به همّت ، آن تصرف از امر حق باشد » . ج - دگر ادب مع اللَّه اقتضاء مىكند كه از او جز او را نخواهى كه اين عبادت احباب و احرار است . اين امر از بلند همّتى عبد است . كسانى كه دون همّتاند به وفق دنائت خود طلب دارند . يكى از مشايخ ما - رضوان اللَّه تعالى عليه - ما را ترغيب مىفرمود به مثل دعاى سحر حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام ( اللّهمّ انّى أسألك من بهائك بأبهاه و كلّ بهائك بهىّ . . . ) كه در آن بهاء و جمال و جلال و عظمت و نور و رحمت و علم و شرف است و حرفى از حور و غلمان نيست ، اگر بهشت شيرين است بهشتآفرين شيرينتر است . چرا زاهد اندر هواى بهشت است * چرا بى خبر از بهشت آفرين است در اين معانى در ديگر رسائل چون رسالهء « لقاء اللَّه » و « مجموعه مقالات » به تفصيل بحث كردهايم و رواياتى از غرر احاديث نقل نمودهايم ، نياز به اعاده و تكرار نيست . و مطلبى كه در اينجا توصيهء آن مهمّ است اينكه : سعى كن حركت تو چون حركت ايجادى باشد . حركت ايجادى حركت حبّى است و از آن تعبير به سير حبّى نيز مىشود . و اين حركت فوق حركت طبيعى اعمّ از نقلى و جوهرى و حركات اعراض