الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
مقدمه 69
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
ملحون نباشد . آيا ماجراى مرد نحوى را در كشتى با كشتيبان كه عارف رومى در مجلد اول « مثنوى » آورده است شنيدهاى ؟ : آن يكى نحوى به كشتى در نشست * رو به كشتيبان نمود آن خودپرست گفت هيچ از نحو خواندى گفت لا * گفت نيم عمر تو شد بر فنا دلشكسته گشت كشتيبان ز تاب * ليك آن دم گشت خاموش از جواب باد كشتى را به گردابى فكند * گفت كشتيبان بدان نحوى بلند هيچ دانى آشنا كردن بگو * گفت نى از من تو سبّاحى مجو گفت كلّ عمرت اى نحوى فناست * زانكه كشتى غرق در گردابهاست در عين حال بايد سعى شود كه قرآن كريم و ادعيه اعم از مأثور و غير مأثور صحيح قرائت شود . في الكافى عن أبى عبد اللَّه عليه السّلام قال : أعرب القرآن فإنّه عربىّ ( ص 450 ج 2 معرب ) . و مع ذلك فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ ( المزمل : 21 ) . تدبّر ترشد ان شاء اللَّه تعالى . تبصره : روايت ذكات جنين ، صحيح آن اين است كه ذكات دوم مرفوع و خبر اول است كه ذكاة جنين همان ذكاة أمّ او است بلى اگر جنين زنده خارج شود بايد او را نحر يا ذبح كرد . و شقوق بحث آن موكول به كتب فقهى است و روايات مربوط به آن در سماء و عالم « بحار » و اقوال طائفهاى از علماء نقل شده است ( ج 14 ط 1 ص 818 ) . ورود بحث در آن سبب خروج از موضوع رساله مىشود . مرحوم مجلسى در همين مورد بعد از نقل اخبار گويد : « و اعلم أنّ المقطوع به في كلام الاصحاب أنّ تذكية الامّ تكفى لتذكية الجنين و حلّه اذا تمّت خلقته و أشعر و أوبر . و الحكم في الاخبار مختلف ففي بعضها منوط به تمام الخلقة ، و في بعضها بالشّعر و الوبر ، و في بعضها بالشّعر و في بعضها به تمام الخلقة و الشّعر و كان بينها تلازم فيحصل الجمع بين الجميع كما قال في « س » : و من تمام الخلقة الشّعر و الوبر ،