الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
مقدمه 41
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
اعتبارى نيست چنان كه گويى « هذا المتاع لزيد » بلكه لام نسبت حقيقى مانند لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ * است ، فافهم . البتّه در حضور آن بزرگان در چندين روايت تصريح شده است كه به تمثّل است ولى مىتوان گفت كه : تمثّل براى اكثرى مردم است ، و اوحدى از مردم را حضور آنان فوق تمثّل مىباشد ، تا جانت در چه پايه باشد ، اگر مثالى باشد در مثال خود مىبيند ، و اگر عقلى باشد ادراك عقلى دارد ، فتدبّر ترشد ان شاء اللَّه تعالى . و رواياتى كه تمثّل و حضور رسول و ائمّهء عليهم السّلام در آنها آمده است گاهى پنج تن اصحاب كساء را اسم مىبرد چنان كه در « بحار » از « محاسن » به اسنادش از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است كه . . . . و يقال أمامك رسول اللَّه و علىّ و فاطمة عليهم السّلام . و در روايت بعدش دارد كه : أمّا فاطمة فلا تذكرها ( ج 3 ط 1 ص 142 ) . پس آنكه در روايات ديگر حضرت فاطمه - سلام اللَّه عليها - اسم برده نشد ، وجه آن از اين روايت معلوم شده است ، و سرّ آن شايد اين باشد كه علاوه بر اينكه بايد مقام و عصمت زن محفوظ باشد و در زبان نيفتد ، مبادا مقدّس متقشّفى تفوّه كند كه چگونه هر كسى او را رؤيت مىكند و حال اينكه نامحرم است ؟ و اللَّه تعالى أعلم . به موضوع بحث كه ذكر و دوام آن بود باز گشت كنيم : شايسته است كه به چند حديث از غرر احاديث و در كلمات اهل بيت عصمت و وحى در فضيلت ذكر و حثّ به دوام آن تبرّك جوييم به رجاء آنكه نفس مستعدّى از آن توشه بردارد و بهرهاى عائد ما گردد . پيش از نقل احاديث گوييم كه : همّت در استقامت بايد نه قناعت به حال فقط كه اصحاب حال ممكن است اهل قيل و قال شوند امّا شهود طلعت سعادت و اعتلاى به جنّت قرب و مكاشفات انسانى اهل همّت راست . خداوند سبحان فرمود : إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ ( فصلت : 31 ) وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً ( جن : 17 ) . ماء غدق يعنى آب بسيار . و به روايت « مجمع البيان » امام صادق عليه السّلام آن را