الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)

مقدمه 31

منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)

فصل 2 [ در بيان سر اينكه ادعيهء مأثوره حائز لطائفى خاص‌اند كه در روايات يافته نمىشوند و در آن يك تبصره است ] ادعيهء مأثوره هر يك مقامى از مقامات انشائى و علمى ائمّهء دين است . لطائف شوقى و عرفانى و مقامات ذوقى و شهودى كه در ادعيه نهفته‌اند و از آنها مستفاد مىشوند در روايات وجود ندارند و ديده نمىشوند زيرا در روايات مخاطب مردم‌اند و با آنان محاورت داشتند و به فراخور عقل و فهم و ادراك و معرفت آنان با آنان تكلّم مىكردند و سخن مىگفتند نه به كنه عقل خودشان هر چه را كه گفتنى بود . في الكافى عن الصّادق عليه السّلام : ما كلّم رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم العباد بكنه عقله قطّ . و روايت ديگر نيز قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم : انّا معاشر الأنبياء أمرنا أن نكلّم النّاس على قدر عقولهم ( سفينة البحار ج 2 ص 214 مادة عقل عن و ط 161 ) امّا در ادعيه و مناجاتها با جمال و جلال و حسن مطلق ، و محبوب و معشوق حقيقى به راز و نياز بودند لذا آنچه در نهانخانهء سرّ و نگار خانهء عشق و بيت المعمور ادب داشتند به زبان آوردند و به كنه عقل خودشان مناجات و دعا داشتند . مثلا سيّد بن طاوس در « مجتنى » ( ص 23 ط 9 ) آورده است : الدعاء المروى عن مولانا علىّ بن موسى الرضا عليهما السّلام : يا بديء يا بديع ، يا قوىّ يا منيع ، يا علىّ يا رفيع ، صلّ على من شرّفت الصّلوة بالصّلاة عليه . دعاى عرفهء حضرت امام سيّد الشّهداء عليه السّلام در توحيد ، و دعاى زيارت جامعهء كبير حضرت امام على نقى عليه السّلام در ولايت و بيان مقام انسان كامل ولى ، عديل يك ديگر در