الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)

276

منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)

رضا - عليه التّحيّة و الثّناء - واقع شده . « و امتحن فعضدته بالتّوفيق و الصّواب » عضدته - به عين بىنقطه و ضاد نقطه‌دار - به معنى قوّت است اى قوّيته . و درين فقره اشاره است به آنچه در اكثر كتب تواريخ مذكور و در السنهء خاصّ و عامّ مشهور است كه : چون مأمون اراده نمود كه دختر خود امّ الفضل را به عقد حضرت امام عليه السّلام در آورد عبّاسيان را از اين عقد عقده‌اى در دل بهم رسيد ، و در پى آن شدند كه تزويج مذكور واقع نشود . با علماى آن زمان مشورت نموده به عرض مأمون رسانيدند كه امام عليه السّلام كوچك سال است و هنوز از فقه و معرفت چيزى نياموخته ، بايد كه امر تزويج موقوف باشد تا آن حضرت تحصيل علوم كند و در همهء ابواب كامل شود ، بعد از آن آنچه رأى خليفه بر آن قرار گيرد چنان كند . مأمون در جواب گفت كه : ايشان سلالهء نبوّت و دودمان معدن رسالت و مؤيّد من عند اللَّه‌اند ، علم ايشان لدنّى است نه كسبى ، كه ايشان را احتياج به كسب و تحصيل باشد ، اگر شما را درين باب شبهه‌اى باشد امتحان كنيد و از او سؤال مسأله نماييد تا حقيقت حال او بر شما ظاهر گردد و صدق مقالهء من به ثبوت رسد . بعد از آن مأمون فرمود كه به جهت ايقاع عقد ، مجلس عظيمى آراستند و امام عليه السّلام را بر مسند پهلوى خود بنشاند ، و هر يك از علما و فضلا را در موضعى مناسب ، رخصت جلوس ارزانى داشت ، بعد از آن به اشارت مأمون و اجازت امام ربع مسكون ، يحيى بن اكثم از آن جناب پرسيد كه يا بن رسول اللَّه چه مىفرمائيد در باب محرمى كه به قتل صيدى اقدام نموده باشد ، او را چه بايد كرد و چه كفّاره بايد داد ؟ پس آن حضرت در مقام جواب او در آمده فرمودند كه : بايد ديد كه اين شخص كه قتل صيد كرده آيا اين قتل ازو در حلّ به وجود آمده يا در حرم ، اين صيد حلال بوده يا حرام ، آن شخص عالم بوده يا جاهل ، از روى خطا به فعل آمده يا از روى عمد ، آزاد بوده يا بنده ، اين صيد اول او بوده يا صيدى ديگر قبل از اين كرده ،