الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
273
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
بهم اليك ، و قدّمتهم امامى و بين يدى حوائجى ، و ان تجعلنى من كفايتك في حرز حريز ، و من كلائتك تحت عزّ عزيز ، و توزعنى شكر آلائك و مننك ، و توفّقنى للاعتراف بأياديك و نعمك يا ارحم الرّاحمين . [ به جلالت و به نور وجهت كه اركان عرش تو را فرا گرفته ، و به قدرتت كه بدان بر آفريدگانت نيرومند گشتهاى ، و به رحمتت كه هر چيز را فرا گرفته ، و به نيرويت كه هر نيرومندى در برابرش ناتوان است ، و به عزتت كه هر عزيزى در برابرش خوار و ذليل است ، و به مشيتت كه هر بزرگى در برابرش ناتوان است و به رسولت كه بواسطهء او بر بندگان رحمت آوردهاى ، و بدست او به راه راست ره نمودهاى ، و به امير مؤمنان على بن ابى طالب ( ع ) نخستين كسى كه به رسول تو گرويد و تصديق او نمود ، و به آنچه عهد بسته بود وفا كرده و تصدق نمود ، و به امام نيكوكار على بن محمّد ( ع ) همو كه نيرنگ دشمنان را ازو باز داشتى ، و چون در دعا به دو متوسل شدند نشانهاى شگفت را به آنان نمودى از تو مىخواهم كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى كه من بواسطهء ايشان بسوى تو شفاعت جستم ، و آنان را پيشاپيش خود و حوائجم واداشتم ، و اينكه در دژ محكمى از مراقبت و كفايت خويش ، و در زير سايهء عز عزيزى تحت حفظ و حمايت خود قرارم دهى ، و سپاس نعمتها و بخششهايت را به من ارزانى دارى ، و به اعتراف به دادهها و نعمتهايت توفيقم بخشى ، اى مهربانترين مهربانان ] . توضيح : ( تفسير مفردات دعاهاى مذكور ) : « الكاشف للملمّات » به ضمّ ميم اول و تشديد ميم دوم و كسر لام در ميان دو ميم ، به معنى سختيها و مصايب است . « الرّاحم للعبرات » به فتح عين بىنقطه و باء به يك نقطه ، جمع عبره است - به سكون با - و مراد از آن اشك چشم است چنانچه عنقريب مذكور شد . « جبّار الارض و السّماوات » جبّار درين مقام به معنى قهّار متسلّط است ، و به غير از حضرت عزّت ديگرى بدين صفت موصوف نمىشود مگر به عنوان مذمّت و خوارى . « يُطْعِمُ وَ لا يُطْعَمُ » يعنى : روزى همه به دست قدرت اوست و او مرزوق كسى