الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
259
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
حجر است و سورهء حجر مكّى است ؛ به آنكه در جواب گوئيم كه : چون اللَّه تعالى مىدانست كه مرتبهء ديگر در مدينه نازل خواهد ساخت جايز باشد گفتن سبع المثانى به اعتبار تحقّق آن در علم الهى . « البدى البديع » مراد به بديء آنكه اللَّه تعالى موجد و مبدى ما سواى خود است از كتم عدم به صحراى وجود . و مراد به بديع ، مبدع و خالق خلايق است نه بر مثال سابق ، يعنى خلق خلايق و ابداع ايشان را بر وجهى نكرده كه پيشتر از آن بوده باشد ، بلكه اين خلق را اختراع نموده است ، زيرا كه مبدع كسى را گويند كه چيزى بسازد كه مثل آن چيز هرگز نديده باشد . و در تعقيب صبح جايى كه تفسير فقرهء « حجرت الاعادى عنّى ببديع السّماوات و الارض » شده سبق ذكر يافت ، و در آنجا ذكر كرديم كه بعضى توقّف كردهاند در فعيل كه به معنى مفعل آمده باشد و لهذا بديع را در آنجا از قبيل وصف به حال متعلّق گرفتهاند . و مخفى نخواهد بود كه چون بديع در اينجا به غير اضافه واقع شده است بلا توقّف به معنى مفعل مىتوان گرفت ، و ورود آن در ادعيهء مأثوره كه از ائمّهء معصومين - صلوات اللَّه عليهم اجمعين - نقل شده و در نودونه نام بارى تعالى اقوى دليل است بر ثبوت آن اگر چه بر خلاف ضابط اهل لغت باشد . « إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً » مراد - و اللَّه أعلم - آنست كه حضرت يونس - على نبيّنا و عليه السّلام از ميان قوم خود هجرت كرد در حالتى كه غضبناك بود بر ايشان زيرا كه مدتى مديد دعوت ايشان به سوى ايمان كرده بود و ايشان قبول قول او نكردند و ايمان نياوردند . « فظنّ ان لن تقدر عليه » ظنّ اينجا به معنى علم است . و لن تقدر عليه يعنى روزى او را تنگ نمىكنى بر او « 1 » . چه قدر به معنى ضيق و تنگى است چنانچه در وجه تسميهء ليلة القدر ذكر كردهاند كه در شب قدر آن مقدار ملائكه از آسمان بر زمين فرود مىآيند كه روى زمين بر ايشان تنگى مىكند . و منه قوله تعالى وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ ربّه فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ .
--> ( 1 ) در عبارت دعا « لن تقدر » به صيغهء مخاطب است چنان كه در متن آورده شده . ولى مترجم نظر بآيهء قرآن « لَنْ نَقْدِرَ » آورده و « تنگ نمىكنيم » ترجمه نموده كه اصلاح گرديد .