الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)

240

منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)

موقّته كه عبارت از نمازهاى سنّتى شبانه روز بوده باشد ، نهايتش درين كلام نظر است زيرا كه قول امام عليه السّلام فقدّم منها ما شئت و اخّر ما شئت اشعار بر آن دارد كه سخن از نمازهاى سنّتى موقّته است كه تقديم و تأخير در آنها جاريست فافهم - و اللَّه أعلم بحقيقة الامور » . و ببايد دانست كه مشهور ميان علماء ما - قدّس اللَّه أرواحهم - آنست كه جايز نيست اعتماد كردن در دخول وقت بر ظنّ ، يعنى به گمان اينكه وقت نماز در آمده است اعتماد نمايد مگر با عدم قدرت بر تحصيل علم به آن ، يعنى قدرت بر تحصيل علم به آن نداشته باشد ، پس اعتماد نمودن در معرفت وقت نماز بر اخبار يك شخص عادل نيز جايز نيست ، و اعتماد بر اذان شهر كردن نيز جايز نيست ، و اگر چه آن مؤذّن عادل بوده باشد مگر آنكه عاجز باشد از به هم رسانيدن علم به وقت آن « 1 » . و ظاهر كلام محقّق شيخ ابو القاسم حلّى صاحب « شرايع » در كتاب « معتبر » دلالت مىكند بر جواز تعويل و اعتماد بر قول مؤذّن واحد اگر عادل بوده باشد . و امّا اعتماد كردن بر اخبار عدلين و اذان ايشان ، ظاهر آنست كه جايز باشد و اگر چه قدرت بر بهم رسانيدن علم به آن داشته باشد زيرا كه علم شرعى به اين قدر حاصل است و زياده از اين تكلّف است . و سزاوار آنست كسى را كه اعتناء به امر نوافل و اهتمام به ادراك فضيلت اول وقت نماز بوده باشد آنكه شاخصى را در فضاى خانه يا بر بام خانهء خود مستقيم نصب نمايد ، « 2 » و بايد كه آن شاخص را در جاى مستوى و راست نصب كند به حيثيّتى كه به هيچ طرفى از اطراف مايل نباشد ، و آن شاخص را مقسوم به هفت قسمت نموده باشد ، پس هر گاه ملاحظه نمايد كه ظل به غايت نقصان منتهى شد ، و سايه شروع در زيادتى كرد در شهرى كه سايه بالكلّيّة منعدم نمىشود و چيزى از سايهء شاخص مىماند ، يا آنكه سايه حادث گشت و پيدا شد در شهرى كه سايه

--> ( 1 ) براى خوانندهء محترم روشن است كه اين مسأله امروزه منتفى است . ( 2 ) بطورى كه از هر طرف ، زاويهء آن با زمين 90 درجه باشد .