الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)

237

منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)

او رسيده » « 1 » . پس مضمون به صدق مقرون حديث مذكور به ما ضرر نمىرساند به واسطهء آنكه حديث مذكور دلالت مىكند كه مشغولى به طهارت در اول وقت نماز مانع توقير نماز است نه آنكه مانع ادراك فضيلت آنست زيرا كه توقير ، امر ديگر است و فضيلت ، امر ديگر ، فتدبّر . و سزاوار آنست كه انتظار نماز بايد كشيد و منتظر وقت آن بايد بود چنانچه روايت شده است كه حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم انتظار داخل شدن وقت نماز مىكشيده‌اند ، و خطاب به بلال نموده مىفرموده‌اند كه : ارحنا يا بلال ، يعنى « اى بلال ما را آسايشى ببخش » كنايه از آنكه در آر راحت را بر ما به سبب اعلام در آمدن وقت نماز ، چنان كه آن حضرت - صلوات اللَّه و سلامه عليه و آله - فرموده‌اند كه : قرّة عينى في الصّلاة ، يعنى « خنكى ديده و روشنائى چشم من در نماز است » . [ راه شناخت زوال و وقت فضيلت نماز ظهر و عصر ] و بدان كه اول وقت زوال آنست كه سايه شروع در زيادتى كند بعد از كم شدن ، يا آنكه سايه پيدا شود بعد از آنكه منعدم شده باشد ، زيرا كه هر چند كه آفتاب مرتفع مىشود سايه كم مىشود تا آنكه در آن روز كه آفتاب به غايت ارتفاع مىرسد سايه نيز در آن روز به غايت نقص و كوتاهى مىرسد ، و گاه هست كه سايه بالكلّيّة منعدم مىشود ، و اين در آن روز است كه آفتاب به دايرهء نصف النّهار يعنى

--> ( 1 ) اين حديث شريف و امثال آن به احاديث من بلغ معروف است و فقهاء آنها را دليل بر تسامح در ادلهء سنن گرفته‌اند . و بعضى از علماء را عقيده بر آنست كه مراد از اين احاديث مقدار ثواب است كه اگر زياده از مقدار منقول از معصوم ( ع ) نقل شود باز هم به شخص عامل مىرسد نه اينكه اصل عملى را كه از معصوم ( ع ) نرسيده جعل كنند و اين شخص به گمان اينكه از معصوم رسيده عمل كند و پاداش برد ، زيرا در اين صورت باب بدعت باز شده و زيان آن بر كسى پوشيده نيست .