الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
222
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
الحمد للَّه المنعم المفضل المجمل المكرم ، ذى الجلال و الاكرام . [ سپاس خدا را كه نعمت دهنده و بخشنده و عطاى نيكو دهنده و گرامى دارنده و صاحب جلال و كرامت است ] . نور بصر او زياده شود ، و هرگز درد چشم نبيند » . و ديگر از جمله آداب طعام خوردن آنست كه آنچه از اثر طعام در دست باقى باشد به زبان بليسى ، آنگاه دست بشوئى ، و بعد از آن به رومال خشك كنى . و مستحب است كه در اثناى طعام خوردن الحمد للَّه را مكرّر سازى و بسيار مىگفته باشى . و سنّت است كه اگر صاحب طعام باشى بايد كه پيشتر از همه كس شروع در خوردن كنى ، و بعد از همه كس دست از طعام كشى . و مكروه است به دست چپ خوردن و آشاميدن ، و همچنين به دو انگشت چيزى خوردن ، چنانچه فعل متكبّران است . و چون بر سر سفره نان حاضر شود انتظار آوردن اطعمهء ديگر نكشى ، بلكه في الحال شروع در خوردن آن كنى ، و نان را در زير صحن طعام نگذارى ، و آن را به كارد و خنجر نبرى ، بلكه به دست پاره كرده تناول نمائى ، چه بريدن نان به كارد و خنجر مورث افلاس و پريشانى ، و موجب فقر و بىسامانى مىشود . و بايد كه ابتدا و اختتام طعام خوردن را به نمك كنى ، و در روايتى آمده است كه : ختم طعام خوردن را به سركه بايد كرد . و سنّت است كه بر سفره سبزى و تره حاضر سازند ، و مكروه است كه در يك روز دو مرتبه گوشت خورى بلكه سنّت آنست كه سه روز در ميان گوشت خورى ، و مكروه است كه چهل روز ترك گوشت خوردن كنى ، و همچنين مكروه است كه استخوان را تمام از گوشت پاك كنى بلكه بايد كه در استخوان چيزى از گوشت باقى گذارى ، به درستى كه در روايت از ارباب عصمت - سلام اللَّه عليهم - وارد شده كه :