الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
205
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
« يا من يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ » مراد به خائنة الأعين نظرى است كه به خيانت از چشمها صادر شود ، و درين صورت خائنه صيغهء اسم فاعل است از خان يخون ، و اضافهء آن از قبيل اضافهء اسم است به سوى سبب . و مىتواند بود كه خائنة مصدر بوده باشد مثل عافية ، يعنى : خيانتى كه از چشمها سر زند و آن را در عرف چشمك زدن گويند . « الضّالع الكسير » - به ضاد نقطهدار - اى المائل الحائر ، يعنى : مايل حيران . قال في « القاموس » : ضلع - كمنع - : مال و حتف و حار . « المخفى للصّدقات » يعنى : اخفاكننده در صدقات و خيرات . و اين اشاره است به آنچه نقل كردهاند ارباب تواريخ و سير كه : حضرت امام زين العابدين عليه السّلام چهار صد خانه از فقرا و مساكين را در مدينهء منوّره به مصدوقهء كلام معجز نظام نبوى - صلوات اللَّه عليه و آله - كه : صدقة السّرّ تطفى غضب الرّبّ « 1 » خفية در شبها نفقهء آنها مىدادهاند ، و اطعام ايشان مىنمودهاند ، و هيچ كس را اطّلاع بر آن حاصل نبود كه متكفّل اين امر كيست ؛ و چون آن حضرت از دار فنا به دار بقا منتقل شدند و نفقهء آنها منقطع شد دانستند كه متكفّل آن امر آن حضرت بودهاند ، و نفقهء ايشان در عهدهء رعايت آن برگزيدهء حضرت عزّت بوده است - صلوات اللَّه و سلامه عليه - . « الدّائب المجتهد في المجاهدات » دايب - به دال بىنقطه و ياء به دو نقطهء زيرين و باء به يك نقطه - اسم فاعل است از دأب به معنى جد نمودن و تعب كشيدن در كارى . و مراد به مجاهدات ، عبادات و طاعات شاقّهء مشكله است ، چنانچه در روايت به صحّت پيوسته كه آن جناب در شبى هزار ركعت نماز ادا مىكردهاند ، و از غايت التذاذى كه جناب ايشان را از عبادت معبود حقيقى دست مىداده تعب مداومت به طاعت و عبادت را راحت انگاشته هميشه نفس شريف خود را متحمّل مشقّت آن
--> ( 1 ) صدقه دادن پنهانى آتش خشم پروردگار را خاموش مىكند .