الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
171
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
دلالت بر ثبوت و استمرار مىكند ، و اضافهء آن درين صورت اضافهء معنوى خواهد بود كه كسب تعريف كرده است ، پس مىتواند بود كه صفت معرفه واقع شود چنان كه درين محل واقع شده است . و اگر اسم فاعل به معنى حال يا استقبال باشد دلالت بر حدوث و تجدّد مىكند ، و اضافهء آن درين صورت اضافهء لفظى خواهد بود نه اضافهء معنوى ، زيرا كه مضاف به اضافهء لفظى كسب تعريف نمىكند ، پس نمىتواند بود كه صفت معرفه واقع شود ، و لهذا مصنّف - قدّس سرّه - در كتاب گفته كه : و يراد بها معنى الثّبوت لا الحدوث ، چنانچه صاحب « كشّاف » در تفسير مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ توضيح اين مبحث نموده است - و اللَّه أعلم » . « و القبول من حملتها ، و التّسليم لرواتها » عطف بيانست به واسطهء توضيح و تبيين . و « حمله » - به فتحات ثلاث - جمع حامل است ، و مراد به آن ، نقلكنندگان روايت و حديثاند . « و اعلاما و منارا » اى هداة ، يعنى : هاديان دين مبين . و « اعلام » جمع علم است و آن چيزيست كه از جهت تعيين راه در صحراها نصب مىكنند كه راه به آن دانسته شود . و « منار » - به فتح ميم - موضع مرتفع را گويند كه بالاى آن آتش مىافروزند تا كسى كه راه گم كرده باشد به سبب آن روشنى هدايت يافته به منزل رسد . و وجه مناسبت اينكه ائمّهء معصومين - صلوات اللَّه عليهم اجمعين - را به اعلام و منار وصف كردهاند بر فطن خبير مخفى نيست . « لا مفزع و لا ملجأ » عطف تفسيرى « لا مفزع » است . « و معقلى من المخاوف » معقل - به فتح ميم و كسر قاف - نزديك است به معنى حصن و حصار . قال في « النّهاية الأثيريّة » : المعاقل الحصون و واحدها معقل . و گاه هست كه آن را اطلاق مىكنند بر ملجأ كه عبارت از پناهست . « امام طلبتى » ، يعنى پيش از ذكر حاجت من . و مراد به من قدّمتهم امام طلبتى جمعىاند كه در ادعيه قبل از ذكر حاجت ، توسّل و تشفّع به ايشان مىكنند ،