الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)

139

منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)

من رسيده ، و پريشانى حال به من اصابت نموده ، و نياز شديد مرا فرا گرفته ، و حاجتمندى شامل حالم شده ، و نشان ذلت و خوارى پيدا نموده‌ام ، و فقر و مسكنت بر من چيره آمده ، و مستحق عذاب گرديده‌ام ، و خطاها از هر طرف به من احاطه كرده است ، و اينك آن زمان رسيده كه دوستان خود را وعدهء اجابت در آن داده‌اى ، پس همهء اينها را با دست شفابخش خويش از من بزدا ، و با ديدهء مرحمت خويش بر من بنگر ، و مرا در رحمت واسعهء خود داخل ساز ، و با روى پر جلال و كرامت خويش به من رو آور « 1 » ، زيرا كه هر گاه تو بر اسيرى روى آورى آزادش سازى ، و چون بر گم‌گشته‌اى روى آورى رهنمائيش كنى ، و چون بر سرگردانى رو كنى پناهش دهى ، و چون بر ناتوانى روى آورى نيرومندش سازى ، و چون بر خائفى روى آورى امانش بخشى ] . اللّهمّ انّك انعمت علىّ فلم اشكر ، و ابتليتنى فلم اصبر ، فلم يوجب عجزى عن شكرك منع المؤمّل من فضلك ، و اوجب عجزى عن الصّبر على بلائك كشف ضرّك و انزال رحمتك . [ خداوندا تو بر من نعمت دادى و من سپاس نگذاشتم ، و گرفتارم نمودى و من صبر نكردم ، و ناتوانيم از سپاس تو موجب نشد كه آنچه را از تو اميد مىرفت از من منع كنى ، و عجز من از صبر در برابر گرفتاريها واجب گردانيد كه پريشانى مرا بر طرف سازى و رحمتت را بر من فرو فرستى ] . فيا من قلّ عند بلائه صبرى فعافانى ، و عند نعمائه شكرى فاعطانى ، اسألك المزيد من فضلك ، و الايزاع لشكرك ، و الاغتذاء بنعمائك ، في أعفى العافية ، و أسبغ النّعمة ، إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ * . [ اى آنكه صبر من به نزد گرفتار نمودت اندك بود پس مرا سلامتى دادى ، و سپاسم به نزد نعمتهايت ناچيز بود پس به من عطا نمودى ، زيادى فضلت و الهام نمودن شكرت و اغتذاء از نعمتهايت را در بهترين سلامتى ، و فراوانترين نعمت از تو خواهانم ، كه همانا تو بر هر چيز توانايى ] .

--> ( 1 ) در نسخه چاپى : يا ذا الجلال و الاكرام : با روى خود به من رو آور اى صاحب جلال و كرامت .